<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>


<rss version="2.0">
<channel>
 

<title>JMINews.com - Farsi</title>

<description>خبرگزاری جبهه ملی ایران</description>
  
<link>http://www.jminews.com/</link>

<language>fa-IR</language>
<copyright>Copyright 2010 &#169; JMINews.com</copyright>

<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:31 CST</pubDate>
<lastBuildDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:31 CST</lastBuildDate>
<managingEditor>JMINews.com</managingEditor>
<webMaster>JMINews.com</webMaster>
<ttl>120</ttl>

<image>
<url>http://www.jminews.com/images/jminews-banner.gif</url>
<title>JMINews.com - Farsi</title>
<link>http://www.jminews.com/</link>
<description>خبرگزاری جبهه ملی ایران</description>
</image>




<item>
<title><![CDATA[آزادیخواهان و مردم ایران نیاز به حمایت جهانی دارند /نامه جبهه ملی ایران به دبیرکل سازمان ملل متحد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6500&#38;mi=9</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>آزادیخواهان و مردم ایران نیاز به حمایت جهانی دارند /نامه جبهه ملی ایران به دبیرکل سازمان ملل متحد</b><p>19 شهریور 1389<p>آزادیخواهان و مردم ایران نیاز به حمایت جهانی دارند .<BR>
   <img src="http://2.bp.blogspot.com/_CAMIwroXg-A/Rz8oWiqy98I/AAAAAAAACHc/wgfDA7qDI9E/s400/Ban+Ki+Moon,+Secretary+General+of+the+UN+200.255.jpg" border="0" align="left" width="85" vspace="2" hspace="5"><img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2" hspace="5"><BR>
<img src="http://www.jebhemelli.info/image/jmi_eu.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
جناب آقای بان کی مون<BR>
<BR>
<BR>
جمهوری اسلامی با به وجود آوردن بحران هسته ای  مشکلات و نگرانی های فزاينده ای برای دولت ها و ملل جهان به وجود آورده است که میتواند عواقب وخیم و غير قابل پيش بينی در منطقه و جهان داشته باشد. جبهه ملی ایران در خارج از کشور در ماه گذشته با ارسال نامه ای به رئیس جمهور آمریکا مراتب نگرانی خود و ملت ايران را ازحمله نظامی به ایران ابراز داشته است که  این در ضمیمه نامه به حضور آن جناب ارسال ميگردد.<BR>
<BR>
علاوه بر بحران خارجی در داخل کشور نیز شهروندان ایران زیر شدید ترین ستم و بیداد قرار دارند.کشتار های خیابانی آزادیخواهانی چون ندا آقا سلطان ٬قتل مستمر  زندانیان سیاسی در زندان های رژیم به ویژه پس از انتخابات سال گذشته تاکنون که  دو زندانی به نام های محسن بیک وند و کاوه کردی در همين هفته در زندان های جمهوری اسلامی به قتل رسیدند٬وضعیت پزشکی وخیم صد ها  زندانی سیاسی از جمله ارژنگ داوودی٬عیسی سحرخیز و آیت الله بروجردی و...، اتهامات بی اساس و بدون دليل و احکام ناعادلانه برای فعالین حقوق بشری چون خانم شیوا نظرآهاری ٬ مجازات های غیر انسانی چون سنگسار و قطع اعضاء بدن برای زندانیان عادی مثل خانم سکینه آشتیانی، دستگیری و آزار وکلای مدافع زندانیان همچون خانم نسرین ستوده ٬ ایران را تبدیل به زندانی دهشتناک برای همه ایرانیان کرده است.<BR>
<BR>
در حال حاضر که مردم ايران هيچ مرجعی برای شکايت و رسيدگی به اعمال غير انسانی حکومت ايران ندارند، نياز به حمايت جهانی، به ویژه سازمان ملل متحد که تنها مرجع رسيدگی و کمک به ملل دربند جهان ميباشد دارند. بدين سبب تقاضای ما از آنجناب به عنوان عالی ترين مقام سازمان ملل متحد اين است که رسيدگی به نقض حقوق بشر در ایران را به اندازه بحران اتمی مورد توجه سازمان ملل و شورای امنیت  قرار دهيد .<BR>
در اين راستا تعيين و اعزام فرستاده ویژه از سوی سازمان ملل متحد به ايران ميتواند گام مهمی در بهبود وضعيت زندانيان سياسی و حقوق مردم ايران باشد.<BR>
<BR>
با احترام و سپاس از توجه شما به این مسئله حیاتی. <BR>
<BR>
از طرف <BR>
جبهه ملی ایران – اروپا, امریکا <BR>
حسن لباسچی <BR>
17 شهریور 1389<BR>
<BR>
www.jebhe.net <BR>
www.jebhemelli.info <BR>
<BR>
<BR>
_________________________________________________________________________________________________<BR>
حمله به ایران به سود هیچکس نیست/نامه جبهه ملی ایران به رئیس جمهور آمریکا<BR>
<BR>
   <img src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:qVarx9G9sIBirM:http://128.97.251.217:8080/img/photos/2007/10/15/web.ns.barackobama.picO_t820.jpg" border="0" align="left" width="85" vspace="2" hspace="5"><img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2" hspace="5"><BR>
<img src="http://www.jebhemelli.info/image/jmi_eu.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
عاليجناب باراک اوباما ٬ رئیس جمهورايالات متحده آمريکا<BR>
<BR>
     جبهه ملی ایران سازمانی است که شصت و يک سال پیش به کوشش دکتر محمد مصدق با هدف ایجاد یک نظام دموکراتیک و متعهد به منشور جهانی حقوق بشر که ایران نیز از امضا کنندگان آن ميباشد در ايران تاسیس شده است. در طول اين مدت  جبهه ملی ایران همواره به واسطه ثبات قدم و تعهد بی قید و شرط خود به دموکراسی و حقوق بشر، از دید مردم ايران به عنوان صادق ترین و متعهد ترين سازمان سیاسی  است که برای رسيدن به دموکراسی فعاليت نموده.<BR>
<BR>
    بعد از استقرار جمهوری اسلامی در ايران با توجه به عملکرد دولت حاکم، جبهه ملی ايران فعاليت خود را در چهارچوب اپوزیسیون  با توجه به ارزشها و معيارهايی که نشانگر پايبندی به اصول منشور جهانی حقوق بشر و سنت های ديرين ملت ايران ميباشند، در پی گيری حقوق مردم ايران و همآهنگی با روابط و اصول حاکم بر جامعه بين المللی  در نهايت صداقت و شفافيت سياسی در ايران و در خارج از ايران  در راه رسيدن به دموکراسی و تعامل با جامعه بين المللی  تلاش کرده است.<BR>
<BR>
آقای رئیس جمهور ٬<BR>
 اخبار و گزارشاتی که اين روزها در رسانه های جهان به چشم میخورد ما رابه شدت نگران تکرار تجربه تلخ عراق و افعانستان در ایران کرده است. افزایش نیروهای آمریکا در خلیج فارس همراه با تدارکات جنگی و سخنان  جنگ طلبانه حکام ایران و بخشی از مقامات امریکا اين نگرانی را افزايش داده است.<BR>
<BR>
    بدون شک آن جناب آگاه ميباشيد که کودتای مشترک سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی انگلستان علیه دولت دموکرات و منتخب مردم ايران دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ نه تنها موجب توقف روند دمکراسی در ایران و خاور ميانه گرديد بلکه پيآمد تاسف بار آن انقلابی بود که در سال ۱۹۷۹ در ايران رخ داد که عامل گسترش بی ثباتی در خاور میانه و ساير نقاط جهان گرديده است.<BR>
<BR>
     ما تردیدی نداریم که دولت اسلامی ایران با اتحاذ سیاستهای نابخردانه و غیر شفاف وبا هزینه کردن ثروت ملی در پشتیبانی از مرتجع ترین نیروهای افراطی در خاورمیانه، بزرگترین سهم را در ایجاد این وضعیت بحرانی ایفا ميکند. ما به عنوان بخشی از اپوزیسیون ایران، سیاستهای تنش آفرین و تقويت تروریسم بين المللی دولت جمهوری اسلامی را  شدیدا محکوم می کنیم .<BR>
<BR>
    طی 30 سال گذشته، مردم ایران ناچار به تحمل رژیمی بوده اند که چیزی بجز سرکوب، جنگ ،بی کفایتی و فقر برای عرضه نداشته است. جمهوری اسلامی جنگ را نعمت  الهی میشمارد، خصوصا در شرایط کنونی که مردم به جان آمده ایران به طور جدی درگیر مبارزه با نظام اسلامی هستند و برای رسیدن به دمکراسی نیاز به حمایت مدنی دارند نه نابودی کشور خود.<BR>
 حمله به ایران علاوه بر اينکه جبهه سومی را در کنار عراق و افغانستان می گشايد و جان ملیونها ایرانی را در معرض خطرات ناشی از جنگ قرار میدهد , درصورت بروز اين فاجعه ٬ایرانیان چاره ای نخواهند داشت که به ناچار از ميهن خود دفاع کنند که این خواسته و آرزوی  رژیم اسلامی ميباشد.<BR>
 ایران کشوری با تمدن بزرگ ٬ منابع غنی و 75 ميليون جمعيت که 60 درصد از آنها  جوانانی با تحصيلات عالی و کافی هستند٬ میباشد .  اگر به جای تخریب کشور آنها با جنگی خانمانسوز که پايانی نامشخص و دردناک نه تنها برای ايران بلکه برای دنيا دارد، به استقرار دمکراسی کمک شود ٬ایران می تواند به نیرویی برای ثبات و پیشرفت در خاور میانه تبدیل گردد.<BR>
<BR>
    تجربه آن جناب و مردم ايالات متحده در عراق نشان داده است که جنگ و خشونت وسیله مناسبی برای برقراری دموکراسی محسوب نمی شود، بلکه به تقویت نیروهای افراطی و تروريست می انجامد.  از جنابعالی به عنوان رئيس جمهور کشوری دارای دموکراسی انتظار ميرود که با شهامت از  خطر اين جنگ بی حاصل جلوگیری کنید ودر دام جنگ طلبی جمهوری اسلامی و دیگر عناصر جنگ طلب قرار نگیرید.<BR>
<BR>
    ما انتظار داریم در چنين موقعيت حساس و تاریخی به مسؤلیت انسانی واخلاقی خود عمل کنید و درجهت فرآيند دمکراسی در ایران ودوستی ملتها اجازه ندهيد ایران تبدیل به عراق يا افغانستان دیگری شود ، دورنمایی که به سود ایران ، ایالات متحده آمریکا و جهان نخواهد بود .<BR>
<BR>
با احترام و  سپاس از توجه شما به این مسئله حیاتی.<BR>
<BR>
 از طرف<BR>
 جبهه ملی ایران – اروپا, امریکا<BR>
حسن لباسچی <BR>
1389 مرداد 15<BR>
www.jebhe.net<BR>
www.jebhemelli.inf<BR>
 <BR>
 ______________________________________________________________________________________________________________________________________________<BR>
<BR>
   <img src="http://2.bp.blogspot.com/_CAMIwroXg-A/Rz8oWiqy98I/AAAAAAAACHc/wgfDA7qDI9E/s400/Ban+Ki+Moon,+Secretary+General+of+the+UN+200.255.jpg" border="0" align="left" width="85" vspace="2" hspace="5"><img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2" hspace="5"><BR>
<img src="http://www.jebhemelli.info/image/jmi_eu.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
His Excellency  Ban Ki-moon<BR>
<BR>
<BR>
Secretary-General<BR>
<BR>
United Nations<BR>
<BR>
New York, NY 10017<BR>
<BR>
9/ 10 /2010<BR>
<BR>
<BR>
Dear Secretary-General,<BR>
 <BR>
The Islamic Republic has created many concerns regarding its Nuclear program<BR>
 among the world's nations.This crisis can have many serious consequences in the region and in the world.<BR>
Iran National Front  had expressed its deepest concerns regarding this crisis and any possible military action against Iran,  in a letter written to President Obama last month. A copy of it is attached for your Excellency.   <BR>
 <BR>
In addition to international crisis, the Islamic Republic has created oppression and injustice for Iranian people. <BR>
Killing innocent people like Neda Agha Soltan in the streets of Iran ,murdering of the prisoners of conscience since the fraudulent Presidential election last year and as early as last week two prisoners kaveh kurdi and Mohsen Beakvand were murdered in Islamic prisons .The debilitated health condition of political prisoners such as Arjang Davodi,Esa Sahrkhiz,Ayatolah Brojerdi,  the unjust  accusations and court rulings for human rights activists like Shiva NazarAhari, the inhuman punishment such as stoning and cutting off body parts on regular prisoners such as Sakeneh Ashtyani and the arrests and abuse of the lawyers for political prisoners such as Nasrin Sotoodeh, have created a notorious prison-like environment  for all Iranians.<BR>
 The people  of Iran have nowhere to go to seek justice and voice complaint regarding this brutal regime and need international support, specifically from the United Nations.We implore your Excellency to make the violation of human rights and the injustice for Iranian citizens  as important as is the nuclear crisis for the UN and Security Council. <BR>
Appointing a special envoy by your Excellency to Iran can help political prisoners and improve human rights in Iran. <BR>
Thank you for your attention to this critical matter. <BR>
<BR>
Sincerly<BR>
<BR>
Hassan Lebastchi<BR>
Iran National Front-Abroad<BR>
www.jebhe.net<BR>
www.jebhemelli.info<BR>
<BR>
o<BR>
----------------------------------<BR>
<BR>
   <img src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:qVarx9G9sIBirM:http://128.97.251.217:8080/img/photos/2007/10/15/web.ns.barackobama.picO_t820.jpg" border="0" align="left" width="85" vspace="2" hspace="5"><img src="http://www.jminews.com/images/albums/jmlogo.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2" hspace="5"><BR>
<img src="http://www.jebhemelli.info/image/jmi_eu.gif" border="0" align="right" width="65" vspace="2"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
President Barack Obama<BR>
The White House<BR>
1600 Pennsylvania Avenue<BR>
Washington, D.C. 20500  <BR>
 Aug / 5 /2010<BR>
<BR>
<BR>
Dear Mr. President,                                                                                                                     <BR>
<BR>
Iran National Front is an organization founded in our country by Dr.Mohammad Mossadegh  sixty-one years ago with the aim of creating a democracy committed to the Universal Declaration of Human Rights, of which Iran is a signatory. Throughout this period of time, Iran National Front, through its perseverance and unconditional commitment to democracy and human rights has been viewed by the Iranian people as the most honest and most dependable political organization to achieve democracy.<BR>
   <BR>
Following the establishment of the Islamic Republic in Iran, and in view of the dismal performance by the ruling government, the National Front of Iran continued its activities and efforts within the framework of the opposition, together with the ideals and criteria that constantly reflect its commitments to the principles of the Universal Declaration of Human Rights as well as the Iranian nation’s long-standing traditions. Ultimately, achieving the rights of the Iranian people, in harmony with the principles governing relations within the international community, is the method in which the Iran National Front is trying to attain democracy and engagement within the framework of the international community efforts. We are trying to get these rights through political honesty and transparency inside and outside Iran. The commitment to these principles will always be staunchly maintained.<BR>
   <BR>
Your Excellency, the troubling news and reports being received these days on media around the world have made us exceedingly worried that the bitter experience in Iraq and Afghanistan could be inadvertently repeated in Iran. The increase in American forces in the Persian Gulf, coupled with war cries emitted by Iranian officials on the one hand and certain U.S. quarters on the other, has us growingly concerned.<BR>
No doubt, Your Excellency, you are aware of the joint coup of the CIA and British intelligence services against the people’s democratically elected Dr. Mossadegh in Iran back in 1953. In addition to stopping the expansion of democracy in its tracks in Iran and the Middle East, it also presaged the distressing advent of the revolution that took place during 1979 in Iran. This event resulted in the expansion of terrorism throughout the Middle East and other parts of the world.<BR>
   <BR>
We have no doubt that Iran 's Islamic government's unfriendly, unreasonable and irrational policies (supported by the most extremist forces in the Middle East), have created the majority of this perilous chaos. By representing part of the Iran opposition, we forcefully condemn Iran 's policies, which only help increase tensions and strengthen international terrorism. We strongly denounce Iran's clerical government, and we believe that the continuation of this policy can result in dire consequences for Iran as well as the Middle East and the entire world.<BR>
During the past 30 years, Iranians have been forced to endure a regime that procures nothing but repression, conflicts, inefficiency and poverty. The Islamic Republic considers war as a divine blessing, especially in the current situation where the people of Iran are engaged in a major struggle against the clerical system. In order to liberate themselves from the clutches of the clerical regime, the Iranian people are in dire need of civil support in order to attain (through sacrifices and efforts) their lofty goals of democracy, not the devastation of their country.<BR>
<BR>
We strongly believe that the prolongation of the Islamic Republic's authoritarian rule (with its military adventurism regime) will lead Iran to its destruction. An attack against Iran will open a third front next to the Iraqi and Afghanistan ones, expanding terrorist influence in the region. At the same time, new bases and additional safe havens will be created for them.<BR>
Moreover, because of the ensuing turmoil caused by war and destruction, the people of Iran will be faced with food shortages, water and electricity scarcity, job losses, high prices, and total lack of security. Millions of innocent people will be faced with illnesses and annihilation. Our compatriots, starving for democracy and fed up with the present ruling tyrannical regime, will be forced to defend their homeland. That is the wish of the present militant and dictatorial regime.<BR>
 <BR>
<BR>
Iran is a great country, with 75 million people, 60 percent of them young and possessing a higher education degree. It is also rich in natural resources. Instead of destroying the country through an endless war with uncertain and regretful consequences not only for Iran, but for the entire Middle East (and the world at large), Iran will need the support of the International Community at every turn to achieve democracy. With democracy, there will be no need for war, and Iran can become a force for stability and progress in the Middle East.<BR>
<BR>
Mr. President, the experiences of the United States in Iraq, coupled with your own, have clearly demonstrated that war and violence are not suitable means to achieve democracy. Instead, the net results are the escalation of extremist forces and terrorism. Mr. President, we believe that your mission, as the leader of the greatest democracy of the world, is to prevent such a war with no outcome. Also, we certainly believe that you should not fall into the trap of a military confrontation wished by the abhorrent clerical regime in Iran.<BR>
Mr. President, at this historically sensitive and crucial juncture, we urge Your Excellency to abide, as you always have, to your high moral and human standards and help Iran attain democracy and certainly not allow Iran to become another Iraq or Afghanistan. That would unquestionably not be to the benefit of Iran ,the United States of America nor the world.<BR>
<BR>
Thank you for your attention to this critical matter.<BR>
Sincerely,<BR>
Hassan Lebastchi<BR>
Iran National Front-Abroad( Europe & U.S.A )<BR>
<BR>
www.Jebhe.net<BR>
www.jebhemelli.info<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6500&mi=9" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6500&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6500&#38;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6500&#38;mi=9</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:30 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[نامه تکان دهنده عبدالله مومنی به رهبر جمهوری اسلامی درباره شکنجه و اعتراف گیری اجباری]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6497&#38;mi=11</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>نامه تکان دهنده عبدالله مومنی به رهبر جمهوری اسلامی درباره شکنجه و اعتراف گیری اجباری</b><p>18 شهریور 1389<p>متن کامل نامه مومنی به شرح زیر است:<BR>
<img src="http://persian.iranhumanrights.org/wp-content/uploads/ICHRI_Abdollah_Momeni-300x224.jpg" border="" align="left" width="225" vspace="2" hspace="5"><B><BR>
<BR>
“بسمه تعالی”<BR>
<BR>
لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما<BR>
<BR>
خدا دوست ندارد کسی عیب خلق خدا را به بلندی صدا کند مگر آنکه ستمی به او رسیده باشد وبخواهد از دست ظالم فریاد و دادخواهی کند و زشتی عمل ظالم را فاش گوید. (سوره نساء آیه ۱۴۸)<BR>
<BR>
جناب آیت الله خامنه ای<BR>
<BR>
مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران<BR>
<BR>
در یکی از روزهای بازداشت در زندان اوین فرصتی دست داد تا سخنان شما را از تلویزیون در ضرورت ضدیت با ظلم و رعایت انصاف و عدالت بشنوم (۲/۴/۸۹) و همان روز بود که تصمیم گرفتم تا این نامه را خطاب به شما بنویسم از آن رو که شاید اخبار این بازداشتگاهها به شما نرسد و ندانید که غیر از کهریزک در بازداشتگاه اوین نیز یک زندانی نه تنها از حداقل حقوق برخوردار نیست بلکه شدیدترین فشارهای روحی و جسمی نیز با هدف ترور شخصیتی و اقرار اجباری بر او وارد می شود. همچنین از آنجا که شنیدم در همان ایام که من و امثال من تحت سخت ترین شکنجه ها جهت اعتراف به جرایم ناکرده بودیم، حضرتعالی در خطبه های نماز عید سعید فطر، اظهار داشته اید که “متهم هر چه درباره خود بگوید در دادگاه، این حجت است” قصد کردم طی این نامه شکنجه ها و رفتارهای غیرقانونی، غیرشرعی رفته بر خودم را شرح دهم تا به این پرسش پاسخ جدی داده شود که آیا اعترافاتی که از طریق چنین شیوه های غیرانسانی و غیراخلاقی اخذ می شود نیز از نظر شما معتبر است یا خیر؟ بدین ترتیب و به امید تشکیل کمیته ای حقیقت یاب جهت بررسی آنچه در طول دوران بازداشت، بازجویی و دادگاه بر من به عنوان یک زندانی جمهوری اسلامی در دوران حکومت شما گذشته است را بازگو می کنم. گرچه امیدوارم بازگویی آنچه بر من رفته است، به جای تحقیق در خصوص واقعیت ماجرا و اجرای عدالت، به افزون شدن فشارها و تلخ تر شدن ایام زندان نیانجامد.<BR>
<BR>
مقام رهبری<BR>
<BR>
امروز که به عنوان یک منتقد نظام جمهوری اسلامی در زندان اوین بسر می برم، بی مناسبت نمی دانم که در چند سطر مواضع سیاسی خود را طی یک دهه گذشته بیان نمایم. اینجانب در سال ۱۳۷۵ وارد دانشگاه شدم و در همان سال ابتدایی ، به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و متعاقب آن دفتر تحکیم وحدت درآمدم و تا سال ۱۳۸۴ که مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی خود را از دانشگاه علامه طباطبایی(ره)اخذ نمودم به عنوان عضو شورای مرکزی و دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت،فعالیت کرده و از سال ۱۳۸۴ تا به امروز به عنوان عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت) و سخنگوی آن مجموعه قانونی، در جهت پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر، به فعالیت پرداخته ام. در دوران حضور در جریان دانشجویی، دغدغه اصلی من و همفکرانم تاکید بر استقلال نهاد دانشگاه از نهاد قدرت و احزاب و جریانات سیاسی و نقد حاکمیت در جهت همراهی با ملت ایران بوده است. من و دوستانم در مجموعه دفتر تحکیم وحدت معتقد بودیم که جنبش دانشجویی رسالت بستر سازی برای طرح مطالبات آزادی خواهانه و تاریخی مردم و دفاع از حقوق شهروندان ، فارغ از هرگونه گرایش و سلیقه آنان را بر عهده دارد و هم از این رو معتقد بودیم و هستیم که جریان دانشجویی به جای مجیز گویی قدرت و اصحاب آن، می بایست به نقد هرگونه ویژه خواری و امتیاز طلبی برای هر قشر و یا طبقه خاصی پرداخته، از حقوق احاد ملت از جمله زنان، اقلیت های مذهبی و قومیت ها دفاع نماید. از این رو در طول یک دهه گذشته همواره مغضوب قدرت و نهادهای امنیتی بوده و به همین دلیل، چندین بار طعم زندان و انفردای را چشیده ام، به گونه ی که با احتساب دوره ی اخیر، قریب به ۲۰۰ روز سلول انفرادی را تجربه کرده ام. اگر چه زندان های قبلی نیز عاری از فشار و شکنجه نبوده است اما از این رو که دوره ی اخیر، تجربه ی متفاوت را به نمایش گذاشت و آگاهی افکار عمومی و مسولان امر از جنایات رخ داده داده امری بیش از پیش ضروری است بدان می پردازم<BR>
<BR>
مقام رهبری<BR>
<BR>
هتاکی و فحاشی، ضرب و شتم و رفتارهای غیر قانونی از همان لحظه اول بازداشت من آغاز شد. در جریان دستگیری درحالیکه گاز اشک آور که تا پیش از آن در خیابانها استفاده می شد در فضای بسته مرا به حالت خفگی انداخته و امکان هرگونه تحرکی را از من سلب کرده بود ماموران دست بردار نبوده و با کینه و دشمنی چنان مرا به زیر مشت و لگد گرفتند که با بینی، دهان و دندانهایی خونین و دستان و پاهایی زنجیرشده به مسئولان شان در زندان اوین تحویل شدم؛ و جالب آنکه وقتی به ماموران که حدود بیست نفر بودند در برابر فحاشی و ضرب و شتم می گفتم که از شما به قاضی شکایت می کنم، با فحش های رکیک آنها و الفاظ وقیحانه به خودم و قاضی مواجه می شدم. این البته دستگرمی آغاز کار بازجویان بر روی جسم و روح من بود. از همان ابتدای بازداشت درحالیکه مدام در گوشم می خواندند که “نظام ترک برداشته” با این وعده مواجه بودم که “شماها اعدام خواهید شد”. انتظار تحقق این وعده تا مدتها بارها وقتی در طی شبانه و روز بدون هیچ توضیحی مرا از سلولی به سلولی دیگر و از بندی به بندی دیگر منتقل می کردند مرا در بیم و هراس نسبت به ادامه حیات خویش قرار می داد. طی ۸۶ روز انفرادی هیچ وقت آسمان را ندیدم و طی هفت ماه بازداشت در بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ تنها شش بار از “حق هواخوری” برخوردار شدم و پس از دوران انفرادی و حتی پایان بازجویی و برگزاری دادگاه هر دو هفته تنها یک بار اجازه تماس تلفنی کوتاهی آن هم با حضور بازجو با خانواده را داشتم.<BR>
<BR>
بگذریم و بگذارید به شرح روزهای ابتدای بازداشت خود برگردم: پس از بازداشت به شرح فوق، روانه انفرادی در سلول ۱۰۱ بند ۲۰۹ اوین شدم و در بدو ورود متوجه وجود مدفوع در زیر موکت سلول شده و اعتراض کردم، پاسخم این بود که “شایسته بیشتر از این نیستی”.<BR>
<BR>
از بند ۲۰۹ نیز که پس از دو روز مرا به بند ۲۴۰ منتقل کردند و در اختیار وزارت اطلاعات قرار گرفتم، شرایط زندان سخت تر و غیرانسانی تر شد. برخلاف مصوبه مجلس ششم و دستور آیت الله شاهرودی که هر دو سلول انفرادی را یکی کرده بودند تا سوئیت بشود، در اینجا هر سلول انفرادی را تقسیم به دوسلول کرده بودند با ابعاد ۶۰/۱ در ۲۰/۲ متر (به شکلی که عرض سلول از قد من کوتاه تر بوده و تنها در یک وضعیت امکان درازکشیدن داشتم). یک سطل فلزی که بر سر چاه توالت جهت اجابت مزاج گزارده بودند و یک شیرآب در بالای آن نیز داخل سلولی به همین اندازه بود تا زندانی برای نیازهای اولیه نیز از سلول بیرون آورده نشود. در فضای قبر مانند سلول و سکوت گورستانی بند، متاسفانه وضعیت سلول نیز به شکلی بود که جهت قبله به سمت سطل فلزی مذکور بوده و فاصله سجده گاه زندانی با آن حدود یک وجب بود و نورافکنی هم ۲۴ ساعته روشن بود تا مبادا زندانی هوس خواب در سر بپرورد.<BR>
<BR>
تحمل انفرادی و بازجویی های طولانی امری بود که باید به آن عادت می کردم. اما درکنار انفرادی، بی خوابی های مکرر در نتیجه جلسات بازجویی چند ساعته و ایستادن بر روی یک پا و ضرب و شتم و سیلی های پیاپی نیز ترجیع بند این روزها بود. فشارها و آزار ناشی از عدم اطاعت از خواست بازجویان آنقدر بود که گاهی باعث می شد در حین بازجویی از هوش بروم.<BR>
<BR>
گاهی نیز که گویی باید مشت آهنین از آستین بازجو بیرون می آمد، چنین می شد و چندین بار آنچنان بازجوی پرونده، گلویم را تا حد خفگی می فشرد که بی هوش برزمین می افتادم و تا روزها از شدت درد در ناحیه گلو، خوردن آب و غذا برای ام زجرآور می شد. البته صدمات ناشی از شکنجه تنها متوجه یک زندانی چون من نیست بلکه به شخص بازجو و شکنجه گر نیز آسیب می رساند تا جایی که به یاد دارم در جریان یکی از بازجویی ها پس از ضربات متعدد و مکرر بازجو که با پشت دست به دهان و دندانهایم می کوبید متوجه ایراد جرح بر روی انگشتان دست اش شدم.<BR>
<BR>
بازجویان حتی از فریاد و ناله های من نیز در هنگام ضرب و شتم علیه دیگر زندانیان استفاده می کردند به طوری که بعدها از برخی زندانیان شنیدم که با ترتیب دادن جلسات بازجویی همزمان ضجه های من را به گوش سایر زندانیان می رسانده اند تا آنها را نیز بدین وسیله تحت فشار و شکنجه روحی و روانی قرار دهند.<BR>
<BR>
بدین ترتیب بازجویی ها تنها یک هدف داشت: بریدن زندانی و اعتراف او به آنچه بازجو می خواهد و البته وقتی می پرسیدم که چگونه می توان برای اعتراف گرفتن دست به چنین رفتارهایی زد، پاسخی چنین می شنیدم که “به گفته بنیانگذار انقلاب، حفظ نظام اوجب واجبات است”.<BR>
<BR>
در ماه اول بازجویی مدام این جمله را از زبان بازجوها می شنیدم که “خونی ریخته شده و نظام ترک برداشته و خیلی از شماها باید اعدام شوید و شاکی شما نیز نظام است”. هر بار نیز که در بازجویی “مطابق میل بازجو” و به تعبیر آنها “مطابق مصلحت نظام” پاسخ نمی گفتم، گفته می شد که “یا جواب باید مطابق آنچه باشد که ما می خواهیم یا باید همین برگه بازجویی را بخوری و قورت بدهی” و این فقط تهدید نبود بلکه پس از رد خواسته هایشان با زور و فشار برگه های بازجویی به من خورانده می شد و جالب آنکه این عمل حتی یکبار در ماه مبارک رمضان و در هنگامی که روزه دار بودم نیز انجام شد، البته وقتی کتک زدن و فحش های ناموسی در شب های مبارک قدر حرمتی نداشته باشد، دیگر هر رفتاری مجاز خواهد بود.<BR>
<BR>
جناب آیت الله خامنه ای<BR>
<BR>
از همان ابتدای بازجویی من را وادار به تک نویسی علیه دوستان و نزدیکان کرده و وقتی مقاومت کردم علاوه بر ضرب و شتم و سیلی های پیاپی با این پاسخ بازجو مواجه شدم که “باید تک نویسی کنی تا شخصیت کذایی ات خورد شود”. شاید از همین رو و برای خورد شدن و تحقیر شخصیتی من بود که مرتبا می خواستند به روابط و مسائل اخلاقی ناکرده خود نیز اعتراف کنم و وقتی می گفتم این سخنان درست نیست و من نمی توانم علیه خود به دروغ اعتراف کنم با فحش های رکیک و ضرب و شتم و این پاسخ آنها روبرو می شدم که ” فاحشه ای را در دادگاه می آوریم تا علیه تو اعتراف کند و بگوید که رابطه نامشروع با تو داشته است”.<BR>
<BR>
تخصص بازجوی نظام جمهوری اسلامی و به اصطلاح سربازان گمان امام زمان در استعمال الفاظ رکیک و فحش های ناموسی – رکیک ترین فحش هایی که به هیچ عنوان در این نامه نمی توان به آن اشاره کرد و حتی برای اولین بار در عمرم به گوشم می خورد- برای ام تجربه دردناکی بود و در ادامه همین بازجویی ها و فحاشی ها وقتی از بازجوی خود می شنیدم که “بلایی سرت می آوریم که وقتی بیرون اسم ۲۴۰ را شنیدی بدنت بلرزد”، از خود می پرسیدم که چگونه یک دستگاه امنیتی می تواند با چنین تهدیدها و ارعاب هایی امنیت را در کشور برقرار کند و عاقبت چنین روش هایی به کجا خواهد رسید؟ آیا با تکیه بر انهدام روانی و شخصیتی زندانیان به عنوان حلقه مکمل شکنجه و سرکوب می توان به عدالت دست یافت؟ اینکه در رفتار ضابطان هیچ ضابطه ای جز قاعده اعتراف گیری به هر قیمت، حکفرما نباشد با کدام اصول اخلاقی، شرعی و انسانی سازگار است؟ بازجویان در تمام طول بازجویی بارها به مادر مرحومه ام که زنی مومنه و مادر شهید است ، با بدترین وجه ممکنه ، مورد فحش وناسزا و الفاظ رکیک قرار می دادند، همسر فداکارم، بارها برغم آنکه زنی مسلمان و مومنه و همسر شهید است( و با آنکه می دانستند من با همسر برادر شهیدم ازدواج نموده ام) به عنوان….. می نامیدند و خواهرن و نوامیس مرا به فجیع ترین وجه ممکن با لقب …. مورد دشنام و توهین قرار می دادند. این ابراز مکرر الفاظ ناشایست از مدافعین نظام اسلامی شامل حال برادر شهیدم نیز می شد و هدیه ی خانواده ما به مهین را منافق می خواندند.<BR>
<BR>
آنان نه تنها برای ما، که برای مسئولان سابق و فعلی کشور نیز هیچ حرمتی قائل نبودند و بارها شاهد بودم که با فحاشی و الفاظ زشت و زننده از شخصیت هایی همچون حجت الاسلام سید حسن خمینی( به عنوان لپ گلی، بچه مزلف، و از نظر اخلاقی مساله دار و…)، آیت الله هاشمی رفسنجانی(فاسد و…)، میرحسین موسوی(دجال و…)، حجه الاسلام مهدی کروبی(فاسد مالی و اخلاقی و…)، حجت الاسلام سید محمد خاتمی( فاسد اخلاقی و با نام بردن از برخی زنان مسلمان ومتدین مدعی رابطه ایشان با آن زنان بودند) ، آیت الله موسوی خوئینی ها ( مفسد و… ) یاد می کردند. در حالی که حتی برخی از این افراد را در طول زندگی خود ندیده بودم، و می خواستند که سخنانی علیه آنها در دادگاه به زبان آورم. در خصوص آقایان کروبی و عبدالله نوری می خواستند واژه های سخیفی و ناشایستی علیه آنان در دادگاه به زبان آورم. در مورد آیت الله موسوی خوینی می گفتند که شما باید از ایشان در دادگاه اسم بیاورید و بگوید ایشان در به اصطلاح فتنه، نقش اصلی و محوری را داشته و صحنه گردان و طراح اصلی فتنه بوده است در حالیکه تاکنون هیچ گاه ایشان را ندیده ام. در این رابطه گفتنی است که در مودبانه ترین حالت ذکر نام این شخصیت ها، فی المثل جناب آقای هاشمی را همیشه “اکبر شاه” خطاب کرده و می گفتند که همه اینها را به زندان می آوریم. گویی اراده بازجو بالاتر از دستگاه قضایی و هر قانونی است چرا که حتی بازجویان مدعی بودند که احکام قضایی را نیز آنان صادر می کنند. شاید ذکر این نکته ضروری باشد که قاضی پرونده من(قاضی صلواتی) مطرح می کرد که اگر بازجویان از تو راضی باشند، شما را آزاد می کنم؛ که این خود موید میزان استقلال مقام قضا از ضابطین خود است.<BR>
<BR>
به فشار برای اعتراف اخلاقی علیه خود اشاره کردم و اکنون برای آنکه سخنم را دقیق تر کرده باشم، شرح تنها یکی از جلسات بازجویی خود در یک سلول، درخصوص مسائل اخلاقی را بازگو می کنم باشد که این نمونه کثیف اعمال شده در حق من با معیارهای اخلاق و عدل و انصاف و رفتار و سیره علوی و نبوی سنجیده و تطبیق داده شود: باری دریک سلول کوچک بازجوها به سراغ من آمدند و گفتند که آیا تصمیمت را به اعتراف گرفته ای؟ پرسیدم که درچه خصوصی؟ گفتند در مورد مسائل اخلاقی، گفتند “همه مسایل اخلاقی که داری بگو و خودت را خلاص کن و هرآنچه از دیگران نیز می دانی بازگو کن”. آنها به دروغ خبر از مسایل اخلاقی برخی از زندانیان و مسئولان سابق نظام می دانند و ادعا می کردند که از فلان فعال سیاسی اعترافاتی در مورد روابط نامشروع اش گرفته ایم. بصورت مداوم مسائل مربوط به پرونده دیگران که یا با زور و فشار و شکنجه از آنان اخذ شده بود و یا اساسا کذب محض و دروغ بود را به هدف تخریب چهره ی آنان مطرح می کردندکه البته بعدها متوجه شدم که این حربه و شیوه کثیف بیت الغزل بازجویی از زندانیان سیاسی پس از انتخابات به ویژه چهره های سرشناس بوده است.( بطور مثال در خصوص یکی از چهره های برجسته و متدین اصلاحات، بارها مسائلی در خصوص ارتباط ایشان با زنان شوهر دار را مطرح می کردند)<BR>
<BR>
در آن شرایط، که اصرار به اعتراف به داشتن رابطه ی نامشروع با دیگران ، جهت به اصطلاح خلاص کردن و پاک شدن من وجود داشت. هر چه قسم خوردم که به زنم پایبند بوده ام و گفتم که به رئیس تیم تان هم گفته ام طرح این مسائل هیچ مشکلی را حل نمی کند و وارد این اتهامات ناروا نشوید و بس کنید. پاسخ می دادند که ما می خواهیم تو اعتراف کنی تا نشانه صداقت و همکاری ات باشد و اگر روی کاغذ بنویسی و اعتراف کنی در حکمت تخفیف داده می شود و در غیر اینصورت برخوردها تندتر خواهد شد. آنها همچنین می گفتند که البته اعتراف تو به ما کمکی نمی کند چون ما همه چیز را می دانیم و این اعتراف فقط کمکی به خودت است. گفتند که می رویم و برمی گردیم و در این فاصله با فکر و حوصله و درنظر گرفتن عواقب، آنچه لازم است را روی کاغذ بنویس. به آنها گفتم که جوابم از اکنون روشن است که درنتیجه سیلی های محکمی بر صورتم فرود آمد پس از این مجادله بازجویان از سلول بیرون رفتند و من با خدای خود عهد کردم که در مقابل آنها کوتاه نیایم و هیچ چیز خلاف واقعی را نپذیرم و بر کاغذ نوشتم که “من هیچ رفتار و عمل غیراخلاقی نداشته ام”.<BR>
<BR>
در فضای دلهره و انتظار، مدت مدیدی را منتظر ماندم تا بازجویان برگردند. پس از ساعتی بازگشتند و پرسیدند که آیا آنچه باید را نوشته ای یا نه؟ و من نیز بیان داشتم همان را که به شما قبلا هم گفته بودم نوشتم. کاغذ را از من گرفتند و خواندند. پس از خواندن کاغذ بازجویی، به من هجوم آورده و با مشت و لگد و سیلی به جان من افتادند و به خود و خانواده ام تا جای ممکن فحاشی کردند و پس از کتک کاری مفصل و تحقیر و توهین گفتند “به تو اثبات می کنیم که حرامزاده و ولدزنا هستی”.<BR>
<BR>
این سخنان عصبانیت مرا نیز برانگیخت و به درگیر شدن من با آنان نیز منجر شد که البته نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان که کثافت های درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم. سرم را بیرون آوردند و گفتند که می رویم و تا شب بر می گردیم و تو تا آن زمان وقت داری که به مسائل اخلاقی ات اعتراف و خودت را خلاص کنی. می گفتند که “باید کاملا توضیح دهی که با چه کسی در چه زمانی و در کجا و چگونه ارتباط داشته ای” و حتی از من می خواستند که در برگه بازجویی ام بنویسم که “در دوران کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته ام”. بارها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید می شدم تا جایی که فی المثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان می کرد که چوبی را در …. استعمال می کنیم که صدتا نجار نتواند آن را در بیاورد. و می گفت مسایلی در خصوص مساله دار بودن اخلاقی شماها به سایت ها سفارش داده ایم که به زودی در سطح جامعه بصورت بلوتوث یا سی دی منتشر شود. در شرح این واقعیت تاسف آوری که حکایت از فروپاشی نظام اخلاقی در میان ماموران منتسب به یک حکومت دینی دارد و یادآوری آن نیز برایم عذاب آور است به همین مقدار بسنده می کنم تا روشن شود که یک زندانی سیاسی محبوس در اوین برای اعتراف به ناکرده های خود تحت چه فشارهایی قرار می گیرد. و این پرسش را در برابر شما مطرح کنم که آیا وجود این برخوردها بدین مفهوم نیست که حکمرانان و حاکمان فعلی نظام جمهوری اسلامی در آزمایش عدالت اخلاق و انسانیت مردود شده اند؟ گرچه این وقایع بی سابقه نبوده و حتی افکار عمومی نیز با انتشار جریان بازجویی از همسر سعید امامی در سالها پیش بدان پی برده بوده اند اما جریان بازجویی ها از زندانیان سیاسی در سال ۸۸ نشان داد که آن واقعه یک تخلف موردی نبوده و اراده ای برای برخورد با این بی قانونی ها در کشور وجود ندارد. آنان بصورت مداوم بر این نکته پای می فشردند که ما به پشتوانه ی رهبری از هرگونه برخوردی برای رسیدن به هدف استفاده می کنیم و هیچ خط قرمزی برای رسیدن به اهداف خود نداریم و استفاده از هر روشی برای وادار سازی افراد و منتقدین به پذیرش القائات بازجویان در راستای حفظ نظام را مشروع بلکه واجب می دانستند.<BR>
<BR>
مقام رهبری<BR>
<BR>
برای آنکه از ذهنیت تیم بازجویی و فضای حاکم بر آن بیشتر اطلاع داشته باشید نیز سخنی را نقل می کنم که یکبار بازجو در جلسه بازجویی به من گفت و با زبانی آکنده از نفرت و خشم فریاد زد “حاضر بودم گردن هاشم آقاجری را بعد از سخنرانی همدان از پشت با دست های خودم می بریدم و حتی اگر پس از آن هفت بار اعدام می شدم راضی بودم، اما به خاطر مصلحت نظام و برای آنکه به پای نظام نوشته نشود این کار را نکردم و در مورد امثال تو نیز همینطور است.” آن بازجو می گفت که در قنوت نماز به جانب خدا استغفار می کند که نتوانسته است حکم او را اجرا کند و امثال ما را به خیال خود، به جهنم بفرستد.<BR>
<BR>
البته به باور من این سخنان بازجویان ادعایی بی پایه بود چرا که آنان در واقع به هیچ ایدئولوژی اعتقاد نداشته و حتی به قرائتی غیر رحمانی و خشونت آمیز از دین نیز پایبند نیستند و تنها حضور در قدرت و بهره مندی از منافع آن و همچنین کینه و نفرت نهادینه شده در آنان است که انگیزه این افراد در ماموریت های غیرانسانی شان را تشکیل می دهد.<BR>
<BR>
رهبر جمهوری اسلامی<BR>
<BR>
دروغ همچنان که در فضای جامعه رواج پیدا کرده و ابزار حکمرانی گشته است در داخل زندان نیز ابزار کارآمد بازجویان است. مبنای حرکت بازجویان در تمامی مراحل بازجویی “دروغ و فریب” است به طور نمونه آنها در مورد وضعیت سیاسی کشور اخبار و تحلیل های کذب به زندانیان داده و سعی در تخریب روحیه آنان داشتند به طور نمونه پس از راهپیمایی روز قدس به سراغ ما آمده و می گفتند که “۵۰ نفر در در این روز به خیابان ها آمده و مردم آقای خاتمی را کتک زده و ما وی را نجات داده ایم”. و یا می گفتند که “خشم مردم از موسوی چنان است که یک گردان محافظ برای حفاظت از جان وی گذاشتیم که مردم او را نکشند”. در دادگاهمن ، عنوان شد که طی سفری به آلمان، آموزش انقلاب مخملین دیده ام ، در حالی که پاسپورت من سالهاست توسط وزارت اطلاعات توقیف شده و اساسا تاکنون هیچ گونه سفری به اروپا و کشورهای غربی نداشته ام. بازجویان تلاش بسیاری داشتند تا فضای سلول انفرادی را به صحرای محشر و دادگاه عدل الهی تعبیر کنند و می گفتند تصور کنید در روز قیامت هستید و باید به همه گناهان خود اعتراف کنید. البته تفاوتی را در نظر نمی گرفتند و آن این بود که در قیامت اعضا و جوارح انسان علیه او به سخن در می آیند اما در سلول انفرادی و تحت بازجویی و فشار جسمی و روحی، زندانی مجبور به اعتراف دروغ علیه خود نیز می شود بلکه از دستان بازجو و مشت های آهنین آنها رهایی یابد. برای بازسازی چنین محشری بارها متهمین در سلول های کناری را مورد کتک و ضرب و شتم قرار می دادند تا علاوه بر فشار روحی و شکنجه ی ما، ضجه های دردمندانه مضروبین، یادآور عذاب الهی در محشر کبری باشد.<BR>
<BR>
آری چنین است رفتارهایی که در چارچوب حکومت ولایی و باتوجیه حفظ نظام با منتقدان و مخالفان انجام می شود و این موید این گزاره است که نظام مبتنی بر چنین قرائتی از حکومت دینی تحمل هیچ نوع مخالفت و اعتراض قانونی را هم ندارد. در حالی که اساس حکومت پیامبر به عنوان نمونه کامل یک حکومت دینی بر مدارا و مهربانی با مردم استوار بود همچنانکه در قرآن کریم می خوانیم:<BR>
<BR>
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ. به برکت رحمت الهى، در برابر آنان (مردم) نرم و مهربان شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامى که تصمیم گرفتى، قاطع باش! و بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (آیه ۱۵۹ سوره آل عمران )<BR>
<BR>
جناب آیت الله خامنه ای<BR>
<BR>
اما آنچنانکه توضیح دادم، بسیار تحت فشار قرار گرفتم تا در دادگاه علیه خود، دوستان و مجموعه سیاسی که با آنها همکاری می کردم و بیشتر از همه، علیه جناب آقای مهدی کروبی که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری از ایشان حمایت کرده بودم اعتراف کنم و می گفتند “باید اعتراف کنی تا حُر شوی و پس از آن برای اسلام شمشیر بزنی”.<BR>
<BR>
در ادامه چنین فشارهایی و پس از۸۶ روز انفرادی و بعد از ۵۰ روز بی خبری مطلق، عدم دسترسی به تلفن و ملاقات با خانواده (که منجر به طرح این پرسش در رسانه ها شده بود که آیا عبدالله مومنی زنده است؟) پس ازانجام تمرین زیر نظر بازجویان برای اعتراف علیه خود روانه دادگاه شدم. درحالیکه نه اجازه داشتم وکیلی برای خود اختیار کنم و نه البته علاقه ای داشتم حتی با اختیار کردن وکیل – وکیل تسخیری و مورد تایید و هماهنگ با بازجویان- به دادگاهی مشروعیت بخشم که دفاعیه متهمش پیش از محاکمه به او دیکته شده است. بازجویان به دروغ به من گفته بودند که قبل از مهرماه (۱۳۸۸) بدون حکم از زندان آزاد می شوی و کافیست در دادگاه متن مورد نظر را بخوانی تا از بند رهایی یابی. من اما بدنبال آن نبودم که با اعتراف در دادگاه علیه خود، از زندان رهایی یابم بلکه تنها به دنبال آن بودم که از فشار روحی و جسمی شبانه روزی بازجوها و مشت آهنین آنها خلاصی پیدا کنم، تا لااقل هر روز با فحش های رکیک و ناموسی خطاب به خود و خانواده ام مواجه نشوم، تا برای پذیرش یک اعتراف دروغ سرم را داخل چاه توالت فرو نکنند، تا از ضرب و شتم های پیاپی و سیلی و مشت بازجو خلاصی یابم، تا تهدید مداوم به اعدام و اعمال روش های کثیف در بازجویی تمام شود، تا مگر داستان کثیف اعتراف کردن به انحرافات اخلاقی نداشته، پایان یابد. به این ترتیب بود که با دفاعیه ای که برایم آماده شده بود به دادگاه رفتم. در دادگاه تلاش کردم متن دفاعیه را به گونه ای بخوانم که مشخص باشد انشایی دیکته شده را از رو می خوانم. باید علیه خود اعتراف می کردم و متنی دیکته شده را که به مثابه کیفرخواست علیه خود بود به عنوان دفاعیه می خواندم، بدون آنکه اعتقادی به آن داشته باشم. باور کنید تردیدی وجود ندارد که حتی یک گناهکار نیز علاقه ای به اعتراف در دادگاه در برابر عموم ندارد.<BR>
<BR>
اما تجربه زندان اوین و بازجویی های پرحاشیه ماموران وزارت اطلاعات، فرد را به آنجا می کشاند که حتی علیه خود به دروغ در دادگاه اعتراف کند و جالب این است که این اعترافات دروغ مبنای رای و حکم قاضی نیز قرار می گیرد. اگرچه من بارها در دوران بازجویی و بازداشت با فحاشی بازجوها خطاب به قاضی و دادستان نیز مواجه شدم؛ گویی که از نگاه آنها قاضی و دادستان در روند صدور حکم هیچ تاثیر و نظری ندارند و این آنها هستند که برای دستگاه قضایی کشور و کل نظام تصمیم می گیرند. در مورد عدم استقلال دستگاه قضا و مقامات قضایی نیز تنها به اولین جلسه ملاقات با دادستان جدید تهران یعنی آقای دولت آبادی اشاره می کنم. گرچه اوج فشار و شکنجه ها علیه من در دوره دادستان سابق تهران بود و ملاقات من با آقای جعفری دولت آبادی نیز پس از ۵ ماه بازداشت و برگزاری دادگاه صورت می گرفت و طبعا انتظار چندانی نداشتم اما بازجوی مربوطه پیش از انجام این ملاقات موکدا به من گفت که نیاز نیست چیزی از آنچه بر من رفته است به دادستان بگویم و تصریح داشت که “دادستان هیچ کاره است و همه کاره من هستم” بازجو به من گفت که در ملاقات با دادستان بگو “وکیل نمی خواهم” و در نهایت این ملاقات نیز در حضور بازجویی که تجربه شکنجه های چند ماهه او بیش از هر چیزی برایم ملموس و باورپذیر بود انجام پذیرفت و بدیهی است که در این شرایط سخنی برای گفتن با مقام قضایی باقی نمی ماند.<BR>
<BR>
مقام رهبری<BR>
<BR>
باید توجه داشت که آیا قدرت نمایی نهادهای امنیتی در برابر مردم و جایگاه بالادستی آنها در تصمیم گیری های مربوط به روند سرکوب و مهار و کنترل تحولات سیاسی اجتماعی نشان از کاهش مشروعیت حاکمیت نداشته و وابستگی حکومت به قدرت سرکوب را به ذهن متبادر نمی کند؟ و آیا این باور هنوز در ذهن حاکمان ما ایجاد نشده که راه حل استفاده از زور برای ادامه حکومت منسوخ شده است؟ و آیا اینان همچنان پاسخ مناسب برای اعتراض، مخالفت و حق خواهی را سرکوب می دانند؟<BR>
<BR>
بیش از چهارصد روز از بازداشت من می گذرد و اندکی پیش از عید نوروز نیز که با وثیقه ای سنگین از زندان آزاد شده و به مرخصی کوتاهی آمدم، به دلیل نپذیرفتن اراده تیم بازجویی به ادامه اعتراف علیه خود و دیگران در خارج از زندان، به حبس بازگشتم. به آگاهی می رسانم من همچنان به اعتقاداتی که پیش از بازداشت داشته ام پایبندم و آنچنانکه توضیح دادم سخنانی را که تحت فشار در دادگاه روخوانی کردم، بیان اعتقاد خود نمی دانم.<BR>
<BR>
جرم ما این بوده و هست که برای بهبود شرایط کشور اصلاحات و دموکراسی را مناسب ترین روش می دانیم و می خواستیم قدرت نامحدود نهادهای بازدارنده دموکراسی را محدود کنیم. پرسش من این است که آیا حمایت از خواست ملت ایران برای دستیابی به دموکراسی کیفری برابر با تحمیل رفتارهای غیرانسانی و ظالمانه دارد؟ آیا هنوز زمان آن نرسیده که بپذیریم بیان و باور هیچ فرد و یا جریانی نباید موضوع محاکمه قرار گیرد؟<BR>
<BR>
و آیا انتظار اینکه در صورت ثبوت شکنجه، شکنجه گر محاکمه شود انتظار گزافی است؟ اگر به دنبال دفع عملی ظالم و رفع ظلم هستیم محاکمه شکنجه گران است که می تواند به تشویق راه های موثر و عملی برای اجرای عدالت بیانجامد و این کاستن از ظلم و استبداد است که می تواند زمینه ساز اجرای عدالت و قانون گردد.<BR>
<BR>
در نهایت نمی دانم که این ظلم ها و شکنجه ها بر من و خانواده ام که گوشه هایی از آن روایت شد، با چه منطق و به چه قصدی انجام شده است و پاسخی نیز برای این پرسش نمی خواهم چرا که “صلاح مملکت خویش خسروان دانند”. اما آنچه می دانم این است که چنین رفتارهایی نه با عدالت و انصاف سازگار و نه با هیچ قانون وشرعی قابل توجیه است. امید که تشکیل یک کمیته حقیقت یاب، ما را از این ظلم های آشکار برهاند و لختی به سوی عدالت بکشاند.<BR>
<BR>
وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ.<BR>
<BR>
و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب مى‏شود آتش شما را فرا گیرد و در آن حال، هیچ ولى و سرپرستى جز خدا نخواهید داشت؛ و یارى نمى‏شوید! (قرآن کریم آیه ۱۱۳ سوره هود)<BR>
<BR>
والسلام<BR>
<BR>
عبدالله مومنی<BR>
<BR>
مرداد ماه ۱۳۸۹<BR>
<BR>
زندان اوین<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6497&mi=11" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6497&mi=11</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6497&#38;mi=11</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6497&#38;mi=11</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:29 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[ميزان رای چه کسی است؟/ياداشت هفته]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6495&#38;mi=13</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>ميزان رای چه کسی است؟/ياداشت هفته</b><p>16 شهریور 1389<p>ياداشت هفته<BR>
<BR>
ميزان رای چه کسی است؟<BR>
<img src="http://jminews.com/images/albums/jminews_logo1.gif" border="" align="right" width="125" vspace="2" hspace="5"><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
 هر چند تاريخ در مورد آيت الله خمينی  قضاوت بی طرفانه ای خواهد کرد، معهذا آنچه مسلم است ايشان در اکثر مصاحبه ها و بيانات خود همواره تاکيد ميکرد و به اطرافيان تذکر ميداد که « ميزان رای ملت است». <BR>
<BR>
بيست و چند سال بعد از درگذشت آيت الله خمينی که نه ادعای نمايندگی امام زمان را داشت و نه خود را فرستاده خداوند برای حکومت بر مردم  ميدانست،  جانشين او علی خامنه ای در بخشی از سخنان خود که در حضور جمعی از بسيجی ها  و طلبه ها ايراد ميکند، در پاسخ به انتقاداتی که نسبت به کارها و سخنان  رئيس جمهور انتصابی او و اوضاع نابسامان کشور ميشود نارضايتی خود را اين طور بيان ميدارد: <BR>
<BR>
« جای بحث سیاسی در تلویزیون  نیست، بلکه در یک اتاق  و یا سالن و محفل در بسته است»! و همچنين ميگويد :  «مردم ايران که از شعور کافی برخوردار نيستند، با دیدن یک مناظره تلویزیونی می توانند گول کسی را بخورند که مسلط است و عيار!»<BR>
<BR>
رهبر جمهوری اسلامی با اين سخنان رسما اعلام ميدارد که مردم ايران علاوه بر اينکه از شعور کافی برای قضاوت در مورد اعمال و خلافکاری های اطرافيان و دولت منصوب او برخوردار نيستند، صراحتا ميگويد هيچ کس حق  اظهار نظر در مورد کارها و پيآمد های منتخبين او را نيز ندارند. به نظر ميرسد رهبر فراموش کرده است که مردم ايران  با راه پيمايی های بعد از انتصاب احمدی نژاد نشان دادند که به خوبی از آنچه در اطاق های در بسته مافيايی می گذرد آگاهی کامل دارند.<BR>
<BR>
شايد اگر رهبر آن روز که در حلقه سرداران سپاه اسلام! فرمان کشتار مردم را به جيره خواران مزدورخود ميداد نگاهی به چهره  وحشت زده خود  ميکرد متوجه ميشد مردمی که او امروز ميگويد فاقد شعور و درک رخداد های ميهن خود نميباشند ميتوانند او را تا مرز سقوط بکشانند ، در آن صورت شايد متوجه شود نه تنها مردم ايران از شعورکافی برخوردار ميباشند، بلکه به خوبی نشان داده اند که چه ميخواهند و چگونه بايد به اهداف خود برسند. سخنان گاه به گاهی رهبر در مورد اينکه فتنه آرام گرفته و جای نگرانی نميباشد! خود نشانه ای از وحشتی است که هنور همه وجود او و هم جوارانش را فرا گرفته  است زيرا نميدانند چگونه بايد از گرداب خود ساخته ای که در آن فرو رفته اند  رهايی يابند.<BR>
<BR>
سکوت موقت مردم نشانه عقب رانده شدن آنها نيست، بلکه سکوت آرامش قبل از طوفان وحشتناکی است که همه خود کامگان تاريخ با آن مواجه بوده اند. <BR>
<BR>
چنين وحشتی مصباح يزدی را که اميد دارد روزی افتخار رهبری را به دست آورد برآن داشته که برای مشروعيت بخشيدن به ادامه  خلاف کاری وغارت گری های اجزاء  تشکيل دهنده  نظام مافيايی و فريب توده های نا آگاه  به حديث های  خود ساخته ای متوسل شود و بگويد: «بر اساس فرمايش حضرت زهرا در خطبه فدکيه، « کسی که بايد ادامه دهنده راه پيامبر (ص) باشد، بايد مانند پيامبر(ص) منصوب از طرف خداوند باشد، وبتواند احکام الهی را تبيين کند واين امر چيزی نيست که توسط مردم تعيين شود».<BR>
<BR>
 سيرصعودی رهبر در بيست سال گذشته که ازحجت الاسلامی به آيت الهی، امامت و نيابت امام زمان رسيده است با آينده نگری مصباح يزدی که او نيز در انتظار رسيدن به نيابت امام زمان ميباشد رهبر را منصوب خداوند ميداند ومعتقد است که  کارهای اجتماعی و مديريت جامعه اسلامی، رهبر و امام می خواهد ووقتی مردم با امام خويش بيعت کردند، جامعه اسلامی تشکيل ميشود و حکومت حق تحقق پيدا ميکند (همان حکومتی که امروز شاهد آن هستيم!) ، اما اگر بعد از آن کسی مخالفت کرد، بايد با او برخورد کرده و او را سر جايش نشاند. اگرحاکم اسلامی ياور داشت، بايد کمر را محکم ببندد واحکام اسلامی را دقيقا اجرا کند و در اين جا ديگر بحث دموکراسی و حقوق بشر جايی ندارد.<BR>
او ادامه ميدهد جانشينان پيامبر(ص) نيز، ابتدا احکام را بيان می‌کنند، و اگر مردم قبول نکردند «که ديگر وظيفه ای بر او نخواهد بود»، اما اگر قبول کردند و بيعت کردند، آن وقت يک وظيفه ديگری پيدا می کنند و آن امامت عملی و اجرايی است. <BR>
<BR>
و در جايی ديگر «بسیاری از انحرافات فکری امروزی، از دست سازهای مهارت آمیز ابلیس است، که مؤمنان را قانع ميکنند که ارزش اصلی رضايت مردم است. پس آموزه های قرآن چه ميشود؟»<BR>
<BR>
  صرفنظر از ضد و نقيض گويی مصباح يزدی در سخنان بالا او صراحتا اعلام ميدارد که اگر مردم قبول نکردند « ديگر وظيفه ای بر حاکم نخواهد بود» مگر نه اين است که مردم ايران در راه پيمايی های بعد از تقلب انتخاباتی  خرداد هشتاد هشت در خيابان های تهران و شهرستان ها اعتراض کردند و بيعت خود را با رهبر به علت ناديده گرفتن آرای آنها در انتخابات پايان يافته اعلام داشتند؟ اگر به  گفته خود اعتقاد دارد، وقتی حکومت اسلامی مورد شک قرار گرفت وظيفه از حاکم ساقط است يعنی حکومت اسلامی تحقق نيافته، در اين صورت فرمان «اگر کسی مخالفت کرد بايد او را سرجايش نشاند» و يا اينکه «ارزش گذاردن به نظريات مردم از آموزه های ابليس است» چه معنی دارد؟ <BR>
<BR>
حملات مکرر به مسجد قبا و ويران کردن مسجد که به باور مسلمانان صادق خانه خدا ميباشد، حمله و زخمی کردن نماز گزاران، حملات مکرر به دفتر و خانه آيت الله هايی که با کارهای رهبر موافق نيستند، حمله به خانه حجت الاسلام کروبی توسط سربازان ولايت، توهين وناسزا گويی به خانواده کروبی، شکستن شيشه و اثاثه خانه و ماشين های پارک شده مجاور، سنگ پراکنی و ويرانی خانه همسايگان، نوشتن کلمات مستهجن بر در و ديوار خانه و معابر اطراف، تهديد همسر و فاميل حجت اسلام کروبی و يا آزار وشکنجه زندانيانی که مرتکب هيچ جرمی نشده اند و غارت بيت المال، آيا جزئی از دستورات پيامبر خدا و جانشينان اوميباشد که اکنون سربازان و راهيان ولايت ادامه دهنده آن هستند؟ همه مردم ايران ميدانند که در پشت صحنه اين کارهای خلاف قوانين عرفی و دينی چه شخص يا اشخاصی قرار دارند.  مسخره  ترين قسمت اين ماجرا اين است که سپاه محمد رسول الله‌ تهران اعلام ميدارد که مسببان تجمع و تيرانداری مقابل منزل  کروبی افرادی خودسر و کاملاً بی‌ارتباط با بسيج و سپاه هستند،  بسيجيان غيور و ولايت ‌مدار سپاه محمد رسول الله اين گونه حرکت‌ های حاشيه‌ای عاری از تدبير را محکوم کرده و اعلام می‌کند که بايد برای حفظ وحدت از هرگونه ايجاد خوراک فکری برای نفاق داخلی و فتنه گران خودداری کرد.<BR>
<BR>
اما کيهان سخنگوی  مقام رهبری حمله به محل سکونت کروبی را چنين توجيه ميکند «در ماجرای خانه کروبی در فرمانيه  سه گمانه وجود دارد: «گمانه نخست، شخص کروبی را متهم  اصلی اين صحنه سازی در آستانه روز قدس معرفی ميکند. گمانه دوم، بر آن است که اين صحنه سازی تشنج و زد و خورد از سوی برخی سران فتنه با همآهنگی کروبی انجام گرفته.  و گمانه سوم، حضور و اعتراض مردم معترض به رفتار های ضد انقلابی کروبی را برجسته ميکند!<BR>
<BR>
کدام يک از اين سه اظهار نظر صحيح است؟ به نظر ميرسد يا در اصل موضوع اختلاف است يا اجزاء بيت رهبری در جايی اختلاف نظر و استراتژی دارند يا  بازجو شريعتمداری گاهی برای خوش خدمتی در اظهار نظر ها عجله ميکند و منتظر دستور نمی ماند.<BR>
<BR>
سعيد رضوی روزنامه نگار و تحليلگر سياسی در مصاحبه با دويچه ويله ميگويد « من فکر می‌کنم حکومت به راحتی می‌ تواند ظرف یکی دو روز لباس‌ شخصی‌ها را جمع کند. اطلاعات دقیقی وجود دارد که تدارکات و سازماندهی این‌ها توسط مقامات ارشد نظامی و سپاه صورت گرفته است. سلاح، گوشی‌های موبایل، بی‌سیم و موتورسیکلت از سوی این مقامات در اختیار مهاجمان قرار داده شده بود. به نظر من می‌توان از این افراد به‌عنوان پلیس شخصی دستگاه حکومتی آیت‌الله خامنه‌ای نام برد».<BR>
<BR>
آذرخش<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6495&mi=13" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6495&mi=13</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6495&#38;mi=13</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6495&#38;mi=13</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:28 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[آیا کودتا رهبر را میبلعد؟]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6494&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>آیا کودتا رهبر را میبلعد؟</b><p>16 شهریور 1389<p>آیا کودتا رهبر را میبلعد؟<BR>
JMI News:چپاول کشور علاوه بر امکانات داخلی نیاز به یک سیاست خارجی برباددهنده نیز دارد و گویا رهبری سهم سپاه را تمام و کمال نمی دهد و از اینرو احمدی نژاد نیاز به موازی سازی دستگاهی که سالها در اختیار غلام خانه زاد ولایت دکتر علی اکبر ولایتی بوده است,  دارد.<BR>
آیا دعوا بر سر "گنج ایران "خونین و طولانی و رهبری بلعیده خواهد بود؟  <BR>
<BR>
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!<BR>
بالا گرفتن انتقادها از تداوم موازی‌کاری در سیاست خارجی<BR>
اشتراک <BR>
دوشنبه, ۱۵ شهریور, ۱۳۸۹چکیده : احمدی نژاد پیش از این هم چهار نماینده ویژه در حوزه سیاست سیاست خارجی منصوب کرده بود که یکی از آنها اسفندیار رحیم مشایی بود؛ اقدامی که واکنش منتقدان و تذکر رهبری را در پی داشت. رهبری در دیدار با اعضای دولت به صراحت از موازی کاری در سیاست خارجی انتقاد کرد؛ اصطلاحی که نمی‌توانست مصداقی جز انتصابات اخیر احمدی نژاد داشته باشد. با این حال احمدی نژاد همچنان بر دور زدن دستگاه رسمی سیاست خارجی و انتصاب نماینده ویژه در این حوزه اصرار دارد. <BR>
<BR>
<BR>
<BR>
کلمه – گروه سیاسی: در حالی که اعلام شده احمدی نژاد با بی‌اعتنایی به نظر صریح رهبری، قصد دارد دو نماینده ویژه جدید در حوزه سیاست خارجی منصوب کند، وزیر امور خارجه با لحن تندی از نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا انتقاد کرد و او را به ناپخته سخن گفتن متهم ساخت؛ انتقادی که در واقع متوجه رئیس دولت است.<BR>
<BR>
منوچهر متکی در مصاحبه با خبرنگاران در خصوص اظهارات روز گذشته بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا، گفت: مشخص نیست آقای بقایی بر اساس کدام مسئولیت و از چه جایگاهی این گونه سخنان نسنجیده را بیان می کند، در حالی که هنوز آثار منفی اظهارات اخیر وی که موجب بروز مشکل در روابط خارجی شد از بین نرفته است.<BR>
<BR>
وی همچنین با اشاره به اینکه نظر رهبری در خصوص پرهیز از موازی کاری در سیاست خارجی باید فصل الخطاب باشد، تصریح کرد: تضعیف دستگاه دیپلماسی کشور بویژه در شرایط کنونی آن هم توسط برخی از افراد دولت مصداق بارز بر شاخه نشستن و بن بریدن است.<BR>
<BR>
اشاره متکی به سخنان روز قبل بقایی است که از انتصاب دو نماینده ویژه جدید توسط احمدی نژاد در حوزه های آفریقا و آمریکای جنوبی خبر داده بود. بقایی که خود به عنوان نماینده ویژه احمدی نژاد در آسیا شده، در دولت قبل، معاون رحیم مشایی در سازمان میراث فرهنگی بود و اکنون به ریاست این سازمان رسیده است.<BR>
<BR>
احمدی نژاد پیش از این هم چهار نماینده ویژه در حوزه سیاست سیاست خارجی منصوب کرده بود که یکی از آنها اسفندیار رحیم مشایی بود؛ اقدامی که واکنش منتقدان و تذکر رهبری را در پی داشت. رهبری در دیدار با اعضای دولت به صراحت از موازی کاری در سیاست خارجی انتقاد کرد؛ اصطلاحی که نمی‌توانست مصداقی جز انتصابات اخیر احمدی نژاد داشته باشد.<BR>
<BR>
با این حال احمدی نژاد همچنان بر دور زدن دستگاه رسمی سیاست خارجی و انتصاب نماینده ویژه در این حوزه اصرار دارد. این اصرار، امروز واکنش‌های تندی را برانگیخت. سه نماینده شاخص اصولگرا در این زمینه به احمدی نژاد تذکر کتبی دادند، روزنامه مردمسالاری نسبت به تخلف رئیس دولت از دستور صریح رهبری هشدار داد و مرکز پژوهش‌های مجلس نیز تعیین نماینده ویژه در سیاست خارجی را اقدامی خلاف قانون اساسی دانست.<BR>
<BR>
اما تندترین واکنش متعلق به سایت الف متعلق به احمد توکلی بود که در یادداشتی بدون امضا با عنوان «آن پنبه را از گوش خود در بیاورید» به شدت از رفتار رئیس دولت و نزدیکانش در این ماجرا انتقاد کرد و ضمن نابخردانه توصیف کردن آن، به آقایان بقایی، مشایی و حامی ایشان در دولت یعنی احمدی نژاد هشدار داد که: پنبه نشنیدن یا خود را به نشنیدن زدن یا بی توجهی به به اوامر ولی فقیه را از گوش خود درآورند.<BR>
<BR>
این سایت اصولگرا نوشت: ممکن است افراد مذکور به هر دلیل تاسف بار، طالب ورود به این بازی و تنش آفرینی و مهم کردن مسایل فرعی مورد نظرشان باشند، اما باید بدانند فارغ از موضوع مورد بحث، نافرمانی از فرمان ولایت، نه تنها مهم است که نادیده گرفتنی نیست و عاقبت این رفتارها، چنان که برای تعدادی از پیشینیان در سال های دور و نزدیک رقم خورد، برای آن ها نیز دردناک خواهد بود.<BR>
<BR>
هنوز مشخص نیست سرنوشت دردناکی که سایت احمد توکلی، احمدی نژاد را به آن وعده می‌دهد، دقیقا چیست. اما یادآوری این نکته ضروری است که طیف گسترده نمایندگان اصولگرا در مجلس، تاکنون حتی از طرح یک سؤال رسمی از احمدی نژاد هم ناتوان بوده‌اند و حداکثر به همین دست انتقادات لفظی بسنده کرده‌اند.<BR>
<BR>
حال آیا این بار آنها خواهند توانست با متهم کردن احمدی نژاد به نقض دستور ولی فقیه، برخورد شدیدتری با وی داشته باشند؟<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6494&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6494&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6494&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6494&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:27 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[قهرمان ايراني تغییر تابعیت داد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6493&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>قهرمان ايراني تغییر تابعیت داد</b><p>15 شهریور 1389<p>خبري بهت آور براي ورزش ايران؛<BR>
نفر دوم کشتی فرنگی ایران و نفر سوم جهان، ملی‏پوش آذربایجان شد + حواشی و واکنش‏ها<BR>
رئيس سابق هيات كشتي كردستان تاكيد كرد: مي‌شد به عنوان يك مهره خوب و مدال‌آور از طهماسبي حمايت كرد. 10 سال رئيس هيات بودم و تيم كردستان را به تورنمنت‌هاي فرانسه و اوكراين فرستادم. اين پيشنهادها و امتيازها قبلا هم وجود داشت؛ اما سابقه نداشت كسي درخواست تيم‌هاي خارجي را بپذيرد. حالا كه اين اتفاق در مورد سامان طهماسبي رخ داده نبايد اجازه دهيم براي ديگران هم رخ دهد. او اين اواخر خيلي مورد بي‌مهري قرار گرفت. كادر فني تيم ملي به داوود عابدين‌زاده‌اي كه مدال جهاني هم ندارد بعد از چند سال اطمينان كرد و بازيافتش كرد؛ اما اين ميدان به طهماسبي داده نشد.<BR>
ملي‌پوش كشتي فرنگي ايران در المپيك پكن و دارنده دو مدال برنز جهان و طلاي آسيا در اقدامي تعجب برانگيز و بهت آور در مسابقات قهرماني آذربايجان شركت كرد.<BR>
<BR>
به گزارش ايسنا؛ سامان طهماسبي ملي پوش سال‌هاي اخير كشتي فرنگي ايران كه دو بار بر سكوي سوم جهان ايستاد و مدال طلاي آسيا را هم در كارنامه خود داشت، به دنبال مشكلات مالي به كشور آذربايجان رفت و در مسابقات قهرماني كشور آنها به مقام قهرماني رسيد تا تمامي كشتي دوستان و حتي جامعه ورزش را شگفت زده كند. حال بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين كشتي‌گير سنندجي دوبنده تيم ملي آذربايجان را در مسابقات جهاني 2010 مسكو خواهد پوشيد يا خير.<BR>
<BR>
بنابر اعلام رسانه هاي آذربايجان، طهماسبي در مسابقات قهرماني اين كشور شالوا گادابادزه نفر سوم اروپا را شكست داد و قهرمان شد. طهماسبي با كسب مدال طلاي اين رقابت ها 5 هزار دلار جايزه گرفت و به مدت يكسال ماهانه 750 دلار دريافت خواهد كرد تا حداقل از مخارج يكسال خيالش راحت باشد.<BR>
<BR>
اما مسئله قابل تعمق عدم توجه به وضعيت قهرمانان ملي به خصوص كشتي ورزش اول ايران است. سوال اينجاست در جايي كه فوتباليست هاي درجه چندم آن سالي چند صد ميليون پول به جيب مي‌زنند، چرا بايد كشتي‌گير ملي‌ به خاطر نداشتن كار و مسكن دست به چنين كارهايي بزند.<BR>
<BR>
حتي جمشيد خيرآبادي مربي وي در گفت و گو با سايت فدراسيون كشتي اعلام كرد كه طهماسبي به خاطر نداشتن شهريه دانشگاه چند ماهي نيز تحصيل را رها كرده بود.<BR>
<BR>
هر چند همه اين مسائل باعث نمي‌شود يك ورزشكار ايراني در پيراهن يك كشور ديگر به دنبال كسب افتخار باشد اما اين حركت طهماسبي مي تواند مسئولين ورزش را به فكر فرو ببرد تا به وضعيت زندگي قهرمانانشان توجه كند و حداقل جوايز آنها در مسابقات جهاني را قانونمند كند.<BR>
<BR>
آخرين مصاحبه سامان طهماسبي با خبرگزاري دانشجويان ايران كه دو هفته پيش انجام شد و همچنين گفت و گوي مربي وي با سايت فدراسيون كشتي در ادامه آمده است:<BR>
چشم قهرمان كشتي به وعده‌ها خشك شد<BR>
<BR>
<BR>
سامان طهماسبي: چهار سال است فقط حرف شنيده‌ام<BR>
كسب دو مدال برنز كشتي فرنگي جهان و قهرماني آسيا در كشتي فرنگي از سامان طهماسبي پرافتخارترين ورزشكار استان كردستان ساخت اما اين كشتي‌گير بيش از اين كه به كشتي فكر كند، در حال دست و پنجه نرم كردن با مشكلات زندگي است.<BR>
<BR>
طهماسبي كه پس از حميد سوريان پرافتخارترين فرنگي‌كار ايران در سال‌هاي اخير محسوب مي‌شود، در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: حدود چهار سال است كه تنها وعده شنيده‌ام و هر مسوولي هم بر سر كار مي‌آيد به فكر ما قهرمانان نيست. چند سال است كه هم مشكل مسكن و هم مشكل كار دارم.<BR>
<BR>
ملي‌پوش ايران در المپيك پكن ادامه داد: در اين سال كه دوبار بر سكوي جهاني ايستادم و قهرمان آسيا شدم، خيلي پي‌گير حل مشكلاتم شدم اما هر كسي آن را بر گردن ديگري مي‌انداخت و كسي پاسخگو نبود. مشكلاتم زياد است و بدتر آن است كه يك قهرمان صبح تا شب دنبال مسوولين بدود ولي نتيجه‌اي نگيرد.<BR>
<BR>
طهماسبي در پاسخ به اين سوال كه تمرين‌هاي كشتي است چگونه است، گفت: تمرين مي‌كنم اما چه فايده. از اين طرف هيچ كس پاسخگوي مشكل تيم نيست اما از طرف ديگر در حالي كه مربي‌ام در اردوي تيم ملي است، به اردو هم دعوت نمي‌شوم تا بتوانم بهتر تمرين كنم. در شهرستان امكانات تمرين خوبي نداريم و با اين شرايط انگيزه‌اي برايم نمانده است.<BR>
<BR>
برنده دو مدال برنز جهان در پايان گفت: من به عنوان يك قهرمان ملي كه افتخاراتي را به دست آوردم نه شغل دارم و نه مسكن. گوش شنوايي هم پيدا نمي‌شود و هيچ كس به فكر نيست.<BR>
<BR>
<BR>
خيرآبادي: طهماسبي به زودي از دنياي كشتي خداحافظي مي‌كند<BR>
جمشيد خيرآبادي مربي تيم ملي كشتي فرنگي بزرگسالان و همچنين مربي سازنده‌ي سامان طهماسبي در گفت و گو با روابط عمومي فدراسيون كشتي در اين رابطه اظهار كرد: صريحا اعلام مي‌كنم كه سامان طهماسبي به خاطر مشكلات فراوان در زندگي شخصي مجبور به ترك دانشگاه شده است و اگر اين روند به همين صورت ادامه داشته باشد به زودي او از دنياي كشتي نيز براي هميشه خداحافظي خواهد كرد من به عنوان مربي سازنده‌ي او واقعا متأسفم كه نمي توانيم اين فرنگي‌كار بسيار خوب و جوان كشورمان كه تازه به مرحله‌ي پختگي رسيده است را در اردوهاي تيم ملي در اختيار داشته باشيم آن هم به اين خاطر كه او بدليل مشكلات مالي حتي براي سفر از كردستان به تهران نيز مشكل دارد.<BR>
<BR>
وي افزود: در حالي كه ساير كشورهاي جهان از قهرمانان جهان و قاره‌اي خود بسيار مراقبت مي‌كنند ولي متأسفانه ما با دست خودمان شرايطي را بوجود مي‌آوريم كه امثال سامان طهماسبي براي هميشه از دنياي ورزش قهرماني خداحافظي كنند.<BR>
<BR>
خيرآبادي با بيان اينكه مسئولان استان كردستان نمي‌خواهند كه براي اين افتخار آفرين استان خود قدمي برداردند تصريح كرد: مگر استخدام شدن فردي مثل طهماسبي و يا يك كمك كوچك به او براي داشتن يك سرپناه براي مسئولان سياسي و يا ورزشي استان كردستان چه هزينه‌اي در بر دارد كه آن‌ها عليرغم نامه‌نگاري‌هاي بسيار زياد ما و خود طهماسبي تاكنون نسبت به اين موضوع بي‌اعتنا بوده‌اند؟!<BR>
<BR>
مربي سازنده‌ي سامان طهماسبي در پايان خاطرنشان كرد: طهماسبي حتي شهريه‌ي دانشگاه خود را نيز ندارد و بدليل همين موضوع به ناچار چند ماهي است كه دانشگاه را رها كرده است من براي سامان بسيار متأسفم كه در استاني زندگي مي‌كند كه مسئولان آن تا اين حد نسبت به آينده‌ي او بي‌تفاوت هستند شايد اگر مسئولان استان مي‌دانستند كه ورزش مي‌تواند بسياري از معضلات را كم كند با الگوي جوانان كردستاني اين گونه برخورد نمي‌كردند!<BR>
<BR>
<BR>
نايب رئيس فدراسيون كشتي: تنها بايد بگويم متاسفم<BR>
نايب رييس فدراسيون كشتي گفت: از اتفاقاتي كه پيرامون سامان طهماسبي رخ داده است، تنها بايد بگويم متاسفم.<BR>
<BR>
محمدعلي صنعت‌كاران در رابطه با حضور سامان طهماسبي در مسابقه‌هاي قهرماني كشور آذربايجان، در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: هرچه هم به يك ورزشكار بي‌توجهي شود، در درجه اول عرق ملي اهميت دارد و نبايد آن را فراموش كند ولي مسوولين ورزش هم به هوش باشند كه بايد از قهرمانان خود حمايت كنند و شرايطي به وجود نياورند كه يك قهرمان جوان به خاطر بيكاري و عدم توجه به وي به اين راه كشيده شود.<BR>
<BR>
صنعت‌كاران همچنين گفت: من مهدي تقوي را مثال مي‌زنم كه سال قبل قهرمان جهان شد. پس از اين قهرماني چه جايزه‌اي به او داده شد كه وي بتواند با آن بدون دغدغه زندگي كند. اين در شرايطي است كه كشوري مثل آذربايجان خرج هنگفتي براي ورزشكارانش مي‌كند و در اين سال‌ها ورزشكاران زيادي را از روسيه به تابعيت كشور خود درآورده است. <BR>
<BR>
<BR>
عزيزي: زنگ خطر به صدا درآمده و بايد آسيب‌شناسي كنيم<BR>
رئيس سابق هيات كشتي كردستان گفت: حضور سامان طهماسبي در مسابقات انتخابي تيم ملي آذربايجان زنگ خطري براي ورزش است و بايد اين مسئله را آسيب‌شناسي كنيم.<BR>
<BR>
عبداله عزيزي در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: امروز ديگر سمتي در ورزش ندارم و فقط مي‌توانم از اتفاقي كه رخ داده ابراز تاسف كنم و ناراحت باشم از اين كه قهرمان و مدال‌آوري مورد بي‌مهري قرار گرفته و بعد هم با يك تصميم اشتباه، در مسابقات انتخابي يك كشور ديگر شركت كرده است. در واقع اين كار زنگ خطري براي ماست كه مسئله را آسيب‌شناسي كنيم و اجازه ندهيم ديگر قهرمانان‌مان نيز به اين سرنوشت دچار شوند.<BR>
<BR>
وي خاطرنشان ساخت: كار سامان طهماسبي را محكوم مي‌كنم، او به اين بي‌وفايي‌ها عادت داشت و هيچ‌گاه محبت‌هاي ما در هيات قبلي را نديد؛ اما به صورت كلي سازمان ورزش، فدراسيون كشتي و مسئولان بايد پاسخگو باشند. آنها مي‌توانستند به اين ورزشكار مدال‌آور توجه كنند، او را بعد از مصدوميت‌اش به 2 تورنمنت خوب بفرستند و دوباره به او اعتماد مي‌كردند تا شرايط قبلش را پيدا كند. مي‌توانستند براي او شغلي در نظر بگيرند كه براي گذران زندگي‌اش درآمد داشته باشد تا وقتي يك بيگانه او را فرا مي‌خواند، خواسته‌اش را نپذيرد.<BR>
<BR>
رئيس سابق هيات كشتي كردستان تاكيد كرد: مي‌شد به عنوان يك مهره خوب و مدال‌آور از طهماسبي حمايت كرد. 10 سال رئيس هيات بودم و تيم كردستان را به تورنمنت‌هاي فرانسه و اوكراين فرستادم. اين پيشنهادها و امتيازها قبلا هم وجود داشت؛ اما سابقه نداشت كسي درخواست تيم‌هاي خارجي را بپذيرد. حالا كه اين اتفاق در مورد سامان طهماسبي رخ داده نبايد اجازه دهيم براي ديگران هم رخ دهد. او اين اواخر خيلي مورد بي‌مهري قرار گرفت. كادر فني تيم ملي به داوود عابدين‌زاده‌اي كه مدال جهاني هم ندارد بعد از چند سال اطمينان كرد و بازيافتش كرد؛ اما اين ميدان به طهماسبي داده نشد.<BR>
<BR>
عزيزي گفت: خيلي از اين موارد برمي‌گردد به تصميمات فدراسيون در مورد استان‌ها،‌ مثلا همين سعيد صالحي و پيمان محمدي را چرا نمي‌بينيد؟ آنها از كردستان به همدان پناه برده‌اند و براي اين استان كشتي مي‌گيرند. اين‌ها همه زنگ خطر است. نبايد اجازه دهيم ديگر اين اتفاقات رخ دهد. <BR>
<BR>
<BR>
يزداني خرم: طهماسبي برمي‌گردد<BR>
رييس فدراسيون كشتي گفت: طهماسبي براي جايزه مسابقه به آذربايجان رفته بود و به ايران باز خواهد گشت.<BR>
<BR>
محمدرضا يزداني خرم در گفت‌وگو با ايسنا، درباره حضور سامان طهماسبي در مسابقات قهرماني كشور آذربايجان اظهار كرد: طهماسبي به آذربايجان نرفته كه برنگردد. مگر روس‌ها هم به ايران نمي‌آيند. او هم رفته مسابقه داده، پنج هزار دلار گرفته و به زودي به ايران باز خواهد گشت. او براي جايزه مسابقات در آذربايجان كشتي گرفت. اگر شما امروز از حضور طهماسبي در آذربايجان با خبر شديد من چند روز است كه مي‌دانم.<BR>
<BR>
*يعني طهماسبي به ايران برمي گردد؟<BR>
بله، حتما.<BR>
<BR>
* يعني يك كشتي گير روسي مي تواند در مسابقه قهرماني ايران شركت كند، بعد به كشورش بازگردد و در آنجا كشتي بگيرد؟<BR>
بله، مي تواند! ما در قانون داريم كه هر باشگاهي مي تواند دو كشتي‌گير خارجي جذب كند! آذربايجان كه باشگاه ندارد. اصلا آذربايجان در و پيكر ندارد. حالا آذربايجان پر است از كشتي‌گيران روس.<BR>
<BR>
* با توجه به مشكلات مالي طهماسبي، آيا فدراسيون نمي خواهد از اين كشتي‌گير حمايت كند؟<BR>
ما به اندازه كافي حمايت كرده‌ايم. هر روز كه طهماسبي در اردو بوده به او روزي 20 هزار تومان پرداخته شده است. در مسابقات ليگ هم كه حضور داشته و پول مي گرفته است.<BR>
<BR>
*آيا اين مبلغ با پولي كه يك بازيكن دست چندمي فوتبال مي‌گيرد قابل مقايسه است؟<BR>
پولي كه در فوتبال خرج مي‌شود پول باشگاه است و به دولت ربطي ندارد. فدراسيون فوتبال كه براي بازيكنان خود پول خرج نمي‌كند. فوتبال حرفه‌اي است و به همين خاطر باشگاه‌ها براي آن پول خرج مي‌كنند، اما ساير رشته‌ها آماتوري هستند.<BR>
<BR>
*‌ آيا آيين نامه جوايز قهرمانان مي‌تواند راهگشا باشد؟<BR>
در حال حاضر هم سازمان تربيت بدني و هم كميته المپيك به ورزشكاران قهرمان جايزه مي‌دهند. آيين نامه نيز نوشته شده و تا چند ماه ديگر تصويب خواهد شد. هر چند كه حالا هم ورزشكاران كم جايزه نمي‌گيرند. براي هر قهرماني جهان 80 تا 100 سكه به ورزشكار داده مي‌شود.<BR>
<BR>
* طهماسبي هم اين تعداد سكه جايزه گرفته است!؟<BR>
بله. آن دو باري كه طهماسبي نفر سوم جهان شد سكه گرفت. <BR>
<BR>
<p>tabnak<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6493&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6493&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6493&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6493&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:26 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[بازداشت نسرين ستوده وكيل زندانيان سياسى  ]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6492&#38;mi=39</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>بازداشت نسرين ستوده وكيل زندانيان سياسى  </b><p>15 شهریور 1389<p>نسرين ستوده پس از احضار به دادسراى اوين، بازداشت شد <BR>
<img src="http://s3.amazonaws.com/balatarin.system/topic_photos/1005836/large.jpg?1283688643" border="" align="right" width="185" vspace="2" hspace="5"><BR>
خانم ستوده كه وكالت شمارى از زندانيان سياسى را در جريان اعتراض‌ها به نتايج انتخابات مناقشه‌برانگيز رياست جمهورى سال گذشته بر عهده داشته است صبح شنبه به دادسراى اوين مراجعه كرد ولى تا اواخر شب گذشته به منزل باز نگشت.<BR>
۱۳۸۹/۰۶/۱۴ <BR>
رضا خندان، همسر نسرين ستوده، روز يكشنبه در گفت و گو با راديو فردا اعلام كرد كه براى اين وكيل دادگسترى قرار بازداشت صادر شده و وى هم اكنون در زندان به سر مى برد.<BR>
<BR>
آقاى خندان در اين گفت و گو اظهار داشت: «امروز همراه با خانم غنوى، يكى از وكلاى پرونده به بازپرسى دادسراى شعبه اوين، مراجعه كرديم و گفتند كه قرار بازداشت صادر شده و فعلا در مرحله بازپرسى است و امكان ملاقات، تماس تلفنى و صحبت نداريد.»<BR>
<BR>
وى در باره اتهام هاى خانم ستوده گفت: «امروز چيزى نگفتند ولى روزى كه براى بازرسى دفتر و منزل آمده بودند در برگه اى كه ارائه كردند اتهام هاى وى را اقدام عليه امنيت ملى و تبانى اعلام كرده بودند. ولى اينكه مصاديق آن چيست و اينكه به خانم ستوده اعلام كردند يا نه، در جريان جزئيات آن نيستم.»<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
همسر خانم ستوده افزود: «از ديروز كه خانم ستوده به اوين رفتند ما هيچ تماسى با وى نداشتيم كه در چه وضعيتى هستند. ولى صدور قرار بازداشت براى او تاييد شده است.»<BR>
<BR>
آقاى خندان اظهار داشت: «شب گذشته تا آخر وقت منتظر بوديم كه قرار بازداشت براى ايشان صادر نشده باشد و به قيد وثيقه يا كفالت آزاد شوند ولى امروز تاييد شد كه براى ايشان قرار بازداشت صادر شده هر چند مدت آن هنوز مشخص نيست.»<BR>
<BR>
وى گفت كه بازپرس پرونده اين اطلاعات را به خانم غنوى، از وكلاى نسرين ستوده، داده است.<BR>
<BR>
خانم ستوده كه وكالت شمارى از زندانيان سياسى را در جريان اعتراض‌ها به نتايج انتخابات مناقشه‌برانگيز رياست جمهورى سال گذشته  بر عهده داشته است صبح شنبه به دادسراى اوين مراجعه كرد ولى تا اواخر شب گذشته به منزل باز نگشت.<BR>
<BR>
وى چند روز پيش به راديو فردا گفته بود كه احضاريه‌اى از سوى دادسراى اوين دريافت كرده و بايد ظرف سه روز به اين دادسرا مراجعه كند.<BR>
<BR>
مأموران وزارت اطلاعات روز شنبه هفته گذشته با مراجعه به منزل و محل كار نسرين ستوده، پس از تفتيش اين دو مكان، اقدام به ضبط پرونده‌هاى اين وكيل دادگسترى و حتى وسائل شخصى او، همسر و فرزندان خردسالش كرده بودند.<BR>
<BR>
نسرين ستوده، با اشاره به اين كه در احضاريه دادسراى اوين وى به «تبانى عليه امنيت كشور و تبليغ عليه نظام جمهورى اسلامى» متهم شده، به راديو فردا گفته بود، اين اتهام‌ها را به هيچ‌ وجه قبول ندارد و اتهامات همان قدر مضحك هستند كه نسبت به موكلانش مطرح شده‌اند.»<BR>
اين وكيل دادگسترى وكالت افرادى چون عيسى سحر خيز، شيرين عبادى و آرش رحمانى پور را در يكسال گذشته بر عهده داشته است. <p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6492&mi=39" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6492&mi=39</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6492&#38;mi=39</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6492&#38;mi=39</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:25 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6491&#38;mi=39</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد</b><p>14 شهریور 1389<p>دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد<BR>
 شنبه, ۱۳ شهریور, ۱۳۸۹چکیده : به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند. این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد . <BR>
<img src="http://www.jminews.com/images/albums/ny9.JPG" border="" align="right" width="185" vspace="2" hspace="5"><BR>
<BR>
<BR>
دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد .<BR>
<BR>
به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد .<BR>
<BR>
این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با سازمان منافقین اعلام شده بود ، ضمن ابراز انزجار از این سازمان گفت که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند .این اتهام را از اساس بی پایه می داند و نه تنها هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته که همواره اعمال این سازمان تروریستی را محکوم کرده است.<BR>
<BR>
همزمان با برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری ، دادگاه سعید حائری دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز برگزار شد.<BR>
<BR>
به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند . این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد .<BR>
<BR>
شیوا نظرآهاری روزنامه نگار و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است .اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد .<BR>
<BR>
وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد .<BR>
<BR>
خانواده شیوا نظر آهاری از کارشناس پرونده وی و همچنین قاضی پیر عباسی در خواست کرده اند که با صدور قرار وثیقه زمینه آزادی موقت شیوا را تا صدور حکم وی امکان پذیر کنند . <BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6491&mi=39" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6491&mi=39</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6491&#38;mi=39</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6491&#38;mi=39</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:24 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[پانزدهم شهریور روز بنیاد پان ایرانیسم خجسته باد/حزب ملت ایران]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6490&#38;mi=25</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>پانزدهم شهریور روز بنیاد پان ایرانیسم خجسته باد/حزب ملت ایران</b><p>14 شهریور 1389<p>                           ای آفریدگار پاک؛ <BR>
                              تو را پرستش می کنم و از تو یاری می جویم <BR>
<BR>
<BR>
پانزدهم شهریور روز بنیاد پان ایرانیسم خجسته باد<BR>
<BR>
هم میهنان”<BR>
در گیرودار جنگ جهانی دوم با آنکه ایران اعلام بی طرفی کرده بود ولی از سوی دولتهای متخاصم مورد هجوم قرار گرفت و سراسر میهن مان به اشغال نیروهای متجاوز قدرتهای شرق و غرب در آمد و تانک های ارتش متجاوز اتحاد جماهیر شوری "سوسیالیستی"از دروازه های تهران گذشتند و وارد شهر شدند در چنین موقیعتی شماری از جوانان آزاده خود ساخته و میهن پرست که از توان دفاعی دولت در رویارویی با یورش متجاوزان نا امید شده بودند و میهن را در اشغال بیگانگان می دیدند و عده ای از روشنفکر نمایان  به اصطلاح چپ و راست که چاره کار و رهایی میهن را در وابستگی و سرسپردگی به قدرتهای شرق و غرب جستجو می کردند و با دادن شعارهای مردم فریب در پی کسب امتیاز برای دولت های بیگانه بودند به مثابه ی اهرم فشار و ستون پنجم دشمن در راستای مطامع قدرتهای متجاوز عمل می کردند و درمان آفت های وارده به هستی ملی را در دستان بیگانگان آن سوی مرز جستجو می کردند.<BR>
همزمان با اوج گیری توطئه های استعماری شوروی برای جدایی استان آذربایجان ازمام میهن با همدستی سران خودفروخته فرقه دموکرات پیشه وری و حزب توده ی گوش به فرمان شوروی ،عده ای جوانان میهن پرست آرمانخواه با دریافت درست از نیاز ملی در راستای رهایی میهن ونفی حاکمیت استبدادی زمان درانجمنی گردآمدند و به تحلیل جامعه پرداختندوپس از مدتی شماری ازاعضای انجمن درشامگاه پانزدهم شهریور ماه یکهزارو سیصدوبیست وشش درکنار نهر کرج ( بلوار کشاورز) با حضور پنج تن از اعضای شورای مرکزی انجمن به تاسیس مکتب پان ایرانیسم همت گماردند و این روز خجسته را "روز بنیاد" نام نهادند؛تا در کنار مردم به پیشوایی بزرگ مرد تاریخ ایران دکتر محمد مصدق  در راه رهایی و آزادی و استقلال میهن گام بردارند ؛در نتیجه ی کوشش های فراوان مردم ایران جنبش ملی شدن صنعت نفت به ثمر رسید. از ویژگی های سرنوشت ساز آن روزها،شماری از پرورش یافتگان همین مکتب بودند که  تمامی به کارهای رهایی بخش ملی کوشا بودند با درک تاریخی – اجتماعی و نیاز زمان در یکم فروردین ماه یکهزار و سیصد و سی حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم را پایه ریزی کردند که همواره به صورت یکی از پایگاههای اصلی نهضت ملی ایران و میهن پرستان درآمد.  <BR>
حزب ملت ایران با تکیه بر جهان بینی پر ارج ملت گرایی راستین به رغم گسستی که کودتای انگلیسی – آمریکایی با تایید شوروی و نوکران وابسته به آنها در حزب توده در 28 مرداد 1332 در روند آزادی خواهی پدید آورد، درراه آرمانهای ملی خود به مبارزه با استبداد وابسته ادامه داد.<BR>
<BR>
هم میهنان"<BR>
<BR>
پس از 22 بهمن 1357امید بسیار بود که دوران بهروزی برای ایرانیان آغاز گردد ؛با دریغ چنین نشد و تمام هدف های بنیادی آن پس از کوتاه مدتی در بوته فراموشی قرار گرفت،استقلال ایران آسیب پذیر،آزادی های فردی و اجتماعی پایمال و عدالت اجتماعی نادیده انگاشته شدومیهن درتبعیض و پریشانی فروافتاد،متاسفانه کاربدستان جمهوری اسلامی راه برون رفت از نابسامانی ها رادرایجاد فضای رعب و ترس و بگیرو به بند دیده و میهن را فدای دسته بندی ها و ماندگاری خود به هر قیمت کردند ،گروههای اجتماعی از دانشجویان،روزنامه نگاران،کارگران ومعلمان ازپیرو جوان،زن و مرد به اتهامهای خود ساخته غیرواقع به گناه آزاد اندیشی و عدالت خواهی به بند کشیده اند و بیگانگان رادرسایه این عملکردهای غلط تحریک به تجاوز و ادعاهای واهی کردند.<BR>
<BR>
حزب ملت ایران،برای نیل به حاکمیت وعدالت اجتماعی در سرتاسر ایران برای همه ایرانیان به دورازهرگونه برتری طلبی قومی،زبانی،جنسیتی و مذهبی بدوراز کردارهای خشن باورداشته ودرخجسته روزبنیادبا تکیه برپیشینه ای بیش از 60 سال پیکار ملی و تقدیم شهدای گرانقدری چون پروانه و داریوش فروهر، منوچهرمسعودی،اصغرلقایی و شادروان حسن لقایی(پدر)،با بیش ازیک عمر مبارزه استقلال طلبانه وعدالت خواهانه ی ضد استبدادی که به فرمان تاریک اندیشان ایران بر باد ده ، به شهادت رسیده و جان خویش رابرسر پیمان نهادند که راهشان پر رهرو باد،همچنان بر ادامه روند مبارزاتی خویش در کنار ملت ایران تا رسیدن به آزادی مصمم است.   <BR>
<BR>
حزب ملت ایران،تنها راه رهایی میهن از بن بست پیش رو را بازگرداندن حقوق ملت به مردم،آزادی تمام زندانیان سیاسی،برچیدن زندانها و دادگاههای فرمایشی خلاف قانون می داند تا ملت در فضای آزاد بدور از گزنه و شحنه زندگی کنند. <BR>
15 شهریور ماه،روز بنیاد،روز تجدید پیمان برای برپایی حکومتی مردم سالار و ساختن ایرانی آباد،آزاد ،مقتدر<BR>
<BR>
درود به روان پاک تمامی شهیدان راه آزادی<BR>
بر چیده باد زندانهای سیاسی<BR>
آزادی تمامی زندانیان سیاسی خواست ملت ایران است<BR>
<BR>
                                                  حزب ملت ایران<BR>
                                                  تهران<BR>
                                                  15 شهریور 1389 خورشیدی  <p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6490&mi=25" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6490&mi=25</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6490&#38;mi=25</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6490&#38;mi=25</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:23 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[تسلیت]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6489&#38;mi=25</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>تسلیت</b><p>14 شهریور 1389<p>"اوست پایدار"<BR>
<BR>
درگذشت مادر گراهنمایه همرزم دیر پای و از رهبران حزب " دکتر منوچهر کیهانی" موجب اندوه فراوان گردید.استواری و استمرار تلاش های آزادی خواهانه و خیر خواهانه ایشان و دل آرامی خانواده محترم را از آفریدگار پاک خواستاریم.<BR>
<BR>
<BR>
دبیر خانه حزب ملت ایران<BR>
تهران<BR>
شهریور 1389 خورشیدی<BR>
<BR>
<BR>
در گذشت مادر بزرگوار هم اندیش مبارز و میهن پرست" دکتر منوچهر کیهانی"را به ایشان و خانواده ارجمندشان تسلیت و دل آرامی داده و بقای عمر پر بارشان را از درگاه آفریدگار یکتا خواهانیم.<BR>
<BR>
<BR>
دکترسعیدآل آقا،مهندس فریدون آقاسی،دکترمحمودامامی،نیره انصاری،مازیاراصلانی،جمال اسکویی،دکترمحمدابوالحسنی،عباس افخمی،احمدانصاری،دکتربهروزبرومند،علی اصغربهنام،مهندس فرامرزبیانی،مهدی بهشتی،دکتر ناصر تکمیل همایون،حسن پارسا،تقی پارسا،محمد حسین خشتی فر،حسین خشایار دوست،خلیل خلیلی پور،محرم خلیل زادگان،علی رضا خوش خلق،داودآگاهی، مرتضی دادرسی فر،عباس دخانی،دکتر فاطمه رحمانی،منصور رسولی،مهندس اشکان رضوی،جهانگیر رضوی،مهندس محمود زندیان،خسرو سیف،بدری سعیدی،مهرداد سید عسگری،منصور سروش،مهندس حسین شاه اویسی،مهندس ناصر شیرازی،حسنعلی صارم کلالی،دکترسیاوش صحت،مهوش صالحی،مهندس نسرین صدری،امیرفتاحیه،دکترابوالقاسم فروزان،منوچهرفاضل،علیرضا فرهادی،اسماعیل فرهانی،دکتر محمودقیصری،امیر کاویان،محمود گرگین،مهندس علی ا صغرگلسرخی،فرزین مخبر،سیمین مخبر،مهندس حمیدرضامسیبیان،دکتر مصطفی ملاز،دکترمهدی محمدی،اسد موسوی،رشید مظفری سردشتی،سید هاشم موسوی،سیاوش مقدم،مهندس بهرام نمازی،محمد حسین نائینیان،خسرونجارزاده،مهندس علی محمدنوروزی،دکتر محمد وفایی،صمدوحیدی منش،لطف الله یوسف قهاری،همایون هشیار<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6489&mi=25" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6489&mi=25</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6489&#38;mi=25</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6489&#38;mi=25</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:22 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[قتل زندانیان سیاسی]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6488&#38;mi=39</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>قتل زندانیان سیاسی</b><p>12 شهریور 1389<p>هرانا؛ محسن بیک وند از قربانیان شکنجه در زندان به قتل رسید <BR>
پنجشنبه 11 شهریور 1389 ساعت 15:36 | <BR>
خبرگزاری هرانا - محسن بیک وند، یکی از زندانیان عادی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، سه شنبه شب، مورخ نهم شهریورماه، در زندان به قتل رسید.<BR>
<BR>
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، محسن بیک وند که بارها توسط ماموران زندان مورد شکنجه های سخت قرار گرفته بود، در بند 6، سالن 16 زندان رجایی شهر کرج به قتل رسیده است.<BR>
<BR>
محسن بیک وند، اواسط خردادماه سال جاری به سلول انفرادی بند یک زندان رجایی شهر کرج منتقل شده بود.<BR>
<BR>
گفتنی است زندانیان محبوس در زندان رجایی شهر معتقدند که دستور قتل این زندانی توسط مسئولین زندان صادر شده است و قتل زندانیان معترض توسط زندانیان دیگر به صورت سازمان یافته و از سوی مسئولین زندان هدایت می شود.<BR>
<BR>
خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در خردادماه سال جاری اقدام به پخش فیلمی از شکجه ی این زندانی از درون زندان نموده بود که بر اساس این سند، مسئولان به دلیل شکنجه های سخت هردو پای این زندانی را شکسته، دستانش را به طور موقت از کار انداخته و بدنش را سوزانده بودند.<BR>
<BR>
تصاویر مستند زیر اسنادی است که در خرداد ماه سالجاری از سوی خبرگزاری هرانا منتشر شد که در آن محسن بیک وند و سایر زندانیان از وجود ضرب و شتم و شکنجه و بدرفتاری زندانبانان در زندان  شکایت می کنند.<BR>
<BR>
<object style="height: 344px; width: 425px"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/-H6_1CWUtA0?version=3"><param name="allowFullScreen" value="true"><param name="allowScriptAccess" value="always"><embed src="http://www.youtube.com/v/-H6_1CWUtA0?version=3" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowScriptAccess="always" width="425" height="344"></object><BR>
<BR>
<BR>
<BR>
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!<BR>
<BR>
هرانا؛ کاوه کردی مقدم زندانی سیاسی، درگذشت <BR>
دوشنبه 08 شهریور 1389 ساعت 19:29 | <BR>
خبرگزاری هرانا - کاوه کردی مقدم زندانی سیاسی کرد اهل اشنویه که در زندان ارومیه تحمل حبس می نمود، روز گذشته مورخ هفتم شهریورماه  89 در بیمارستانی در ارومیه فوت کرد.<BR>
<BR>
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این زندانی سیاسی که به بیماری "سرطان معده و ریه" مبتلا بود از یک ماه پیش در مرخصی دیر هنگام استعلاجی جهت درمان بیماری قرار داشت، اما به دلیل تاخیر در درمان و پیشرفت بیماری سرانجام درگذشت.<BR>
<BR>
پزشکان از مدت ها پیش نسبت به وضعیت وخیم کردی مقدم هشدار داده و به مسئولان گفته بودند که بایستی در بیمارستانی مجهز تحت مداوای متخصصان قرار گیرد اما مسئولان تا ماه گذشته با درخواست مرخصی استعلاجی وی مخالفت می نمودند.<BR>
<BR>
سرانجام وی به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان و تشدید بیماری، قریب به یک ماه پیش به بیمارستانی در شهرستان ارومیه منتقل شد.<BR>
<BR>
کاوه کردی مقدم در سال 87 به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" توسط شعبه یک دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل سه حبس تعزیری محکوم شده بود.<BR>
<BR>
شایان ذکر است که خبرگزاری هرانا پیش تر نسبت به وضعیت وخیم این زندانی سیاسی و قطع امید کردن پزشکان از وی گزارشی منتشر کرده بود.<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6488&mi=39" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6488&mi=39</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6488&#38;mi=39</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6488&#38;mi=39</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:21 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[شعبان بی مخ ها در مجلس]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6487&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>شعبان بی مخ ها در مجلس</b><p>12 شهریور 1389<p>در روز جنجالی پارلمان ایران چه گذشت؟<BR>
شعبان بی مخ ها در مجلس<BR>
محمدرضا یزدان پناه<BR>
mryazdan(at)hotmail.com<BR>
<BR>
درگیری لفظی شدید میان تعدادی از نمایندگان حامی دولت در مجلس با علی لاریجانی، باعث شد تا یکی از نمایندگان فراکسیون اقلیت، با تشبیه آنها به "شعبان بی مخ" از رئیس مجلس بخواهد مانع ادامه یافتن این وضعیت شود.<BR>
<BR>
تنش دیروز صبح در صحن علنی مجلس پس از آن آغاز شد که حمید رسایی و مهدی کوچک زاده، نمایندگان حامی احمدی نژاد با فریاد زدن به ارسال سه ماده 22، 23 و 24 لایحه جنجالی موسوم به "حمایت از خانواده" اعتراض کردند.<BR>
<BR>
به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، پس از آنکه مجلس وارد بررسی ماده ۲۵ این لایحه شد، رسایی و کوچک‌زاده خواهان ارائه تذکر شدند که به دنبال وعده رئیس مجلس مبنی بر اینکه بعد از رای‌گیری در مورد ماده ۲۵ به تذکرات نمایندگان گوش می‌دهد، کوچک‌‌زاده و رسایی واکنش تندی نسبت به این موضوع نشان دادند.<BR>
<BR>
ادامه داد و فریادهای این دو نماینده حامی دولت و بر زبان آوردن برخی واژه ها، لاریجانی را ناچار ساخت که به سخنان آنها واکنش نشان دهد و از آنها بخواهد با توهین کردن، نظم جلسه را بر هم نزنند.<BR>
<BR>
آنگونه که ایلنا گزارش کرده، کوچک زاده در پاسخ به اخطار لاریجانی، با صدای بلند اقدام او را غیر قانونی دانسته و لاریجانی نیز خطاب به او گفته: "شما آئین‌نامه را نخوانده‌اید که اخطار رئیس مجلس را غیرقانونی می‌دانید."<BR>
<BR>
جدال لفظی لاریجانی و کوچک زاده ادامه داشت تا اینکه حمید رسایی، دیگر نماینده حامی احمدی نژاد نیز خود را وارد بحث کرد و با اصرار و فریاد از لاریجانی خواست تذکر خود را مطرح کند.<BR>
<BR>
رسایی در تذکر خود گفت: "تذکر من تذکر تنها دو نفر نیست و شما باید پیش از ورود به ماده ۲۵ تذکرات نمایندگان را می‌شنیدید."<BR>
<BR>
به گفته وی "در دو جلسه قبل در مورد ماده ۲۲ تذکرات زیادی داده شده بود که وقت زیادی از مجلس را گرفت و علتش این بود که خود شما نمی‌خواستید این ماده به تصویب برسد."<BR>
<BR>
لاریجانی نیز خطاب به رسایی پاسخ داد: "من صراحتا اعلام کردم که اخطارهای نمایندگان وارد است و شما دارید من را متهم می‌کنید که این موضوع درست نیست."<BR>
<BR>
رسایی نیز خطاب به لاریجانی گفت: "کار شما غیرقانونی بود و مشخص نیست که بر اساس چه ماده‌ای شما این سه بند را به کمیسیون ارجاع داده‌اید."<BR>
<BR>
لاریجانی نیز گفت: "شما باید به من بگویید مطابق کدام ماده به من تذکر می‌دهید."<BR>
<BR>
رسایی با بیان اینکه تذکرش بر اساس ماده ۱۵۵ است بر ادامه ارائه تذکرخود اصرار ورزید.<BR>
<BR>
لاریجانی نیز با وارد ندانستن تذکر رسایی توضیح داد: "در جلسه پیش اخطارات و تذکرات نمایندگان زیاد بود که من اخطارات را وارد دانسته و به رای گذاشتم البته مجلس به این اخطار رای نداد."<BR>
<BR>
رئیس مجلس یادآور شد: "پس از جلسه گذشته مشاهده کردیم که در مورد این لایحه مشکلی ایجاد شده است و این ماده اشکالاتی دارد. به گونه‌ای که مواد ۲۳ و ۲۴ دارای اشکالات شرعی بود که با اعضای کمیسیون جلسه گذاشتیم و از آنجایی که نمی‌خواستیم جلسه با بن‌بست مواجه شود و بر اساس اختیار قانونی رئیس‌ مجلس برای ترتیب اثر دادن تذکرات این بندها را به کمیسیون حقوقی و قضایی ارجاع دادیم و من اشکالی در کار هیات رئیسه نمی‌بینم."<BR>
<BR>
 جدال رسایی به این موضوع ختم نشد به گونه ای که پس از دقایقی به جایگاه هیات رئیسه رفت. حضور رسایی در جایگاه واکنش خشمگینانه لاریجانی را به دنبال داشت که خطاب به وی گفت: "اینجا را خلوت کنید من باید جلسه را اداره کنم."<BR>
<BR>
 رسایی نیز در حال پایین رفتن از جایگاه هیات رئیسه فریاد زد: "شما تحمل انتقاد ندارید."<BR>
<BR>
لاریجانی نیز برای آخرین بار به رسایی اخطار کرد نظم جلسه را رعایت کند.<BR>
<BR>
 مسئله ای که با بی توجهی این نماینده حامی دولت مواجه شد و در حالیکه کماکان فریاد می زد، به نشانه اعتراض به مدیریت لاریجانی صحن علنی مجلس را ترک کرد.<BR>
<BR>
اما پیش از خروج رسایی از صحن علنی، فرهاد بشیری، نماینده پاکدشت در اخطاری با استناد به اصل ۸۴ قانون اساسی گفت: "برخی نمایندگان می‌خواهند در مجلس نقش شعبان بی‌مخ را اجرا کنند و خواهشا به آنها بگوئید که شان مجلس این نیست و باید رعایت کنند که این ادبیات و گفتمان که در حال پخش شدن از رادیو است در شان مجلس نیست و بازتاب‌های منفی دارد."<BR>
<BR>
لاریجانی نیز با درست دانستن گفته‌های بشیری خواهان حفظ شان مجلس توسط نمایندگان شد.<BR>
<BR>
پس از آن محمدرضا خباز که قصد صحبت در مقام مخالف پیشنهاد ارائه شده را داشت با تشکر از مدیریت خوب لاریجانی گفت: "عده‌ای در صدد برآشفتن مجلس هستند که باید جلوگیری شود."<BR>
<BR>
به دنبال تشبیه نمایندگان حامی دولت به شعبان بی مخ توسط بشیری، علی‌اصغر زارعی دیگر نماینده حامی احمدی نژاد نزد او رفت و به تندی شروع به صحبت با وی کرد که عده‌ زیادی از جمله محمود احمدی‌بیغش، سلیمان جعفرزاده، حسن غفوری‌فرد به دور آنها حلقه زدند و محسن کوهکن سخنگوی هیات رئیسه نیز قصد وساطت داشت تا در نهایت جنجال به وجود آمده به پایان برسد.<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
واکنش های متفاوت<BR>
<BR>
این در حالی بود که به جز این دو نماینده حامی دولت، علی مطهری، از نمایندگان اصولگرای منتقد احمدی نژاد نیز از اینکه دو ماده ۲۳ و ۲۴ پیش از مطرح شدن در صحن علنی مجلس به کمیسیون حقوقی و قضایی فرستاده شده بود، انتقاد کرد.<BR>
<BR>
او تاکید کرد که رسیدگی به این دو ماده باید در صحن علنی آغاز می شد و چنانچه مانند ماده ۲۲، ضمن بررسی با اخطار و تذکر نمایندگان رو به رو می شد، در اینصورت با رای نمایندگان و نظر رئیس مجلس به کمیسیون قضایی و حقوقی فرستاده می شد.<BR>
<BR>
 مطهری همچنین با اشاره به ضرورت قانونگرایی گفت: "مجلس باید به ضرورت ارجاع یک ماده به کمیسیون مربوطه برسد و نه اینکه تکلیف برخی مواد در خارج صحن علنی روشن شود."<BR>
<BR>
اما آقای لاریجانی در پاسخ به این تذکر مطهری گفت: در پی تذکر های مطرح شده در جلسات پیشین مجلس و به پیشنهاد کمیسیون حقوقی و قضایی قرار شده است که این سه ماده به کمیسیون ارجاع شود و پیش از مطرح شدن این مواد در صحن علنی، درباره رفع اشکالات شرعی این مواد با قوه قضاییه صحبت شود.<BR>
<BR>
ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده درباره ازدواج مجدد مردان و ماده ۲۴ درباره مهریه های متعارف و غیر متعارف است.<BR>
<BR>
البته تصمیم مجلس اسلامی برای ارجاع این سه ماده به کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس واکنش های متفاوت دیگری را نیز به دنبال داشت.<BR>
<BR>
الهه کولایی، از نمایندگان اصلاح طلب پیشین مجلس که برای رایزنی درباره این لایحه به مجلس رفته بود از این تصمیم هیات رئیسه مجلس استقبال کرد.<BR>
<BR>
خانم کولایی با تاکید بر ضرورت ادامه بررسی سنجیده تر و دقیق تر این مواد از لایحه خانواده به خبرگزاری کار ایران، ایلنا گفت: "امیدواریم در آینده نیز مجلس با استفاده از نظرات کارشناسان گوناگون به اصلاح مواد جنجال بر انگیز این لایحه بپردازد و بتواند این مواد را به گونه ای نهایی کند که نه به فروپاشی نظام خانواده بلکه به استحکام و تقویت بنیان خانواده ها کمک کند."<BR>
<BR>
فاطمه راکعی، نماینده اصلاح طلب دوره ششم مجلس و تعدادی از نمایندگان زن دوره های پیشین مجلس ایران نیز برای رایزنی و حذف این سه ماده به مجلس رفته بودند.<BR>
<BR>
مجلس شورای اسلامی دو سال پیش به دلیل آنچه که "رفع نگرانی های موجود در جامعه" نامیده شد، این لایحه را از دستور کار خارج کرده بود.اما اخیرا به دنبال اعتراضات گسترده به مفادی از این لایحه، کمیسیون قضایی مجلس تغییراتی در برخی از مواد آن ایجاد کرد.ماده ۲۳ این لایحه که به مردان اجازه می داد در صورتی که توانایی مالی شان به تایید دادگاه برسد و به شرط اجرای عدالت میان همسران، با مجوز دادگاه همسران جدیدی اختیار کنند، یکی از موادی است که تغییر کرده است.<BR>
<BR>
به این ماده ۱۰شرط اضافه شده؛ شروطی مانند ابتلای زن به جنون یا بیماری صعب العلاج. به این تربیت درصورتی که اگر زنی یکی از این شروط را دارا باشد، همسر او اجازه ازدواج مجدد پیدا می کند. این شروط، مشابه همان شرط هایی است که در حال حاضر به صورت شروط ضمن عقد در عقدنامه های ازدواج وجود دارد.<BR>
<BR>
مواد ۲۳ و ۲۵ دو ماده ای است که دولت محمود احمدی نژاد به لایحه ای که از سوی قوه قضائیه تدوین شده بود، اضافه کرده و به مجلس فرستاده بود.<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
صیغه که خجالت ندارد<BR>
<BR>
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال اجتماعی در گفت و گو با بی بی سی فارسی تغییرات صورت گرفته در لایحه حمایت از خانواده را مثبت ارزیابی کرده، اما گفته بود: "هنوز انتقاداتی به این لایحه وارد است چرا که زنان در هیچ شرایطی حق درخواست طلاق ندارند."<BR>
<BR>
خانم ستوده با اشاره به تلاش زنان ایرانی برای به دست آوردن حقوقشان، افزوده بود: "زنان در سال های اخیر نشان داده اند که از حقوقشان دفاع می کنند و این موضوع را در مورد لایحه پیشین حمایت از خانواده، جنبش اصلاحات و جنبش یک سال و اندی اخیر ایران نشان داده اند."<BR>
<BR>
پیش تر ماده ۲۵ لایحه حمایت از خانواده که مربوط به اخذ مالیات از آنچه که "مهریه بالاتر از حد متعارف و غیر منطقی" خوانده شده بود در مجلس حذف شد.<BR>
<BR>
کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در بررسی این لایحه با این استدلال که مهریه درآمد به حساب نمی آید و نمی توان برای آن مالیات محاسبه کرد، این ماده از لایحه حمایت از خانواده را حذف کرده بود.<BR>
<BR>
از سوی دیگر چند روز پیش، موسی قربانی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ایران به ایلنا گفت که برخی از موارد لایحه حمایت از خانواده "ایراد شرعی" دارد.<BR>
<BR>
آقای قربانی با اشاره به اینکه مشروط کردن ازدواج مجدد مردان "خلاف شرع" است، گفت که این لایحه به احتمال زیاد در صحن علنی با مخالفت نمایندگان حذف می شود و در غیر اینصورت نیز شورای نگهبان به آن ایراد می گیرد و آن را به مجلس باز می گرداند.<BR>
<BR>
پیش از این مهدی کوچک‌زاده در جریان بررسی ماده ۲۲ لایحه حمایت از خانواده در صحن علنی مجلس گفته بود: "صیغه به معنای لذت بردن است و هرکس خجالت می‌کشد، من خجالت نمی‌کشم."<BR>
<BR>
بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوق زنان در ایران، مواد مربوط به ازدواج مجدد و موقت در لایحه حمایت از خانواده را "سبب تضعیف خانواده" و مغایر حقوق زنان توصیف کرده اند.<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6487&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6487&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6487&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6487&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:20 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[محاصره کروبی و موسوی تنگ تر میشود]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6486&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>محاصره کروبی و موسوی تنگ تر میشود</b><p>11 شهریور 1389<p> خبر فوری:حمله وحشیانه اراذل بسیجی به منزل مهدی کروبی در چهارمین شب متوالی<BR>
<BR>
۱۱ شهریور ۱۳۸۹<BR>
<BR>
تحول سبز: دقایقی قبل منزل مهدی کروبی مورد حمله وحشیانه اراذل و اوباش بسیجی قرار گرفت.  در پی نامه اعتراض آمیز شب گذشته فاطمه کروبی به آیت الله خامنه ای و همچنین ترس حکومت از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس، از ساعت ۱۰ امشب تعداد کثیری از اراذل و اوباش بسیجی در اقدامی هماهنگ واز قبل برنامه ریزی شده اقدام به تجمع در جلوی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی نمودند.<BR>
<BR>
به گزارش سحام نیوز، این افراد به نوعی از حمایت نیروهای انتظامی نیز برخوردار شده اند، بطوریکه در شب قدر و شب شهادت امام علی(ع) این افراد بدون هیچ گونه ابایی اقدام به بر هم زدن نظم عمومی و آسایش مردم روزه دار در این شب مبارک نموده اند.<BR>
<BR>
گزارش خبرنگار ما حاکی از آن است که این افراد با سردادن شعارهایی بر علیه مهدی کروبی و در حمایت از رهبری اقدام به پرتاب سنگ و پاشیدن رنگ بر روی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی نمودند. اقدام این افراد موجب وارد آمدن خسارت های به ساختمان شد. این افراد علاوه بر شکستن شیشه های ساختمان اقدام به پاشیدن رنگ و دزدیدن دوربین های امنیتی ساختمان نمودند.<BR>
<BR>
این افراد اراذل و اوباش نظامی که وابسته به قرارگاه شهید محلاتی هستند با سر دادن شعارهایی همچون”وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد و … ” ” امریکا- کروبی- پیوندتان مبارک” و پرتاب سنگ و اشیاء مختلف به سمت ساختمان مسکونی، موجب بر هم زدن آسایش مردم منطقه شدند.<BR>
<BR>
این در حالیست که این افراد همچون۳ شب گذشته با به همراه داشتن سلاح های گرم و سرد قصد ترساندن و ایجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی و علی الخصوص جلوگیری از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس را دارند.<BR>
<BR>
گویا جریان حاکم با توسل به گروه های اوباشگر بسیجی و استفاده از امکانات بسیج و سپاه قصد دارد تا از هر طریق ممکن از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس جلوگیری بعمل آورد.<BR>
لازم به یادآوریست که در پی حمله شب گذشته این افراد، فاطمه کروبی در نامه ای به آیت الله خامنه ای گفته بودند: اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زیستن خانواده ما دارد؟<BR>
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~<BR>
 	<BR>
تهاجم لباس شخصی ها و بازجویی خیابانی از زهرا رهنورد<BR>
چهارشنبه، 10 شهریور 1389<BR>
<BR>
زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه تهران چند روز پیش ،پس از خروج از منزل مسکونی اش و تنها چند متر آنسوتر از محل زندگی اش مورد هجوم و بازجویی لباس شخصی ها قرار گرفت.<BR>
به گزارش کلمه به نقل از شاهدان حاضر در صحنه ، هنگامی که رهنورد در هنگام غروب و نزدیکی افطاربه تنهایی و پیاده از خانه خود در یکی از کوچه های فرعی خیابان پاستور خارج شد ،ناگهان با جمع کوچکی از لباس شخصی ها مواجه شد که او را در حلقه محاصر خود قرار داده بودند.<BR>
فردی از میان جمع آنها فریاد زد: « آهای ! رهنورد ! چرا صورتت را پوشاندی ؟»<BR>
رهنورد در حالی که تلاش می کرد به راه خود ادامه بدهد ، گفت :«آیا حجابم را به معنای پوشاندن صورت می دانید؟ اگر صورتم را پوشانده بودم که مرا نمی شناختید!»<BR>
یکی از آنها به دنبال رهنورد دوید و شانه به شانه او بازجویی خود راشروع کرد : « به من بگو ، تو در زمان انقلاب کجا بودی ؟ آیا دین داشتی ؟ مخالف بودی یا موافق ؟ با چه کسی یا کسانی همکاری می کردی ؟»<BR>
در ادامه ، یکی دیگراز لباس شخصی ها شانه به شانه رهنورد که بی اعتنا سعی می کرد از محل دور شود ، قرار گرفت و بازجویی خیابانی را ادامه داد .<BR>
رهنورد در پاسخ به سوالاتی که اغلب با توهین همراه بود ،گفت « اگر آزادی خواهی ، دفاع از حقوق مردم و دفاع از حقوق زن جرم است ، آری ! من مجرم هستم .شما می توانید هرجرم دیگری را هم که دولت می پسندد به آن اضافه کنید.»<BR>
بازجو هایی که مشخص نیست از سوی چه نهاد یا سازمانی رهنورد را در خیابان مورد بازجویی قرار داده بودند، این بار فریاد زدند :«طفره نرو ! تو دروغ می گویی ، جواب سوال های ما را بده که زمان انقلاب کجا بودی و چکار می کردی؟»<BR>
رهنورد پاسخ داد: « من به بازجویی خیابانی جواب نمی دهم ، من یک زن مبارز و آزادی طلب هستم ، اگر واقعا علاقمند به شنیدن پاسخ های من هستید ،به جای بازجویی در خیابان ، یک روز به دفترم بیایید و لااقل من را در دفترم بازجویی کنید و نه در خیابان .»<BR>
زهرا رهنورد ، یکی از همراهان جنبش سبز است که در یکسال گذشته بارها مورد تهاجم نیروهای لباس شخصی و حتی گارد ویژه پلیس در خیابان قرار گرفته است.<BR>
به گزارش رسانه های مختلف ،دکتر زهرا رهنورد‌، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران یک بار در محوطه این دانشکده در حالی که برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می‌شده مورد تهاجم لباس شخصی های زن قرار گرفت.این افراد با تعقیب رهنورد در خارج از دانشگاه در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین بود گاز فلفل را از فاصله بسیار نردیک به صورت وی پاشیدند که منجر به آسیب‌دیدگی شدیدش شد.همان موقع وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل پاشیدن گاز فلفل از فاصله نزدیک دچار آسیب دیدگی جدی شد.<BR>
یکبار دیگر نیز یک گروه ۱۲ الی ۱۳ نفره از زنان لباس شخصی با حضور در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قصد حمله به رهنورد را داشتند که با اقدام به موقع حراست دانشگاه موفق به این کار نشدند.<BR>
زهرا رهنورد بار دیگر هنگامی که از میدان صادقیه تهران قصد شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن را داشت با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد. لباس شخصی‌ها با باتوم و مشت به رهنورد حمله کرده و سر و کمر او را مورد اصابت قرار دادند<BR>
تهاجم به رهنورد تنها به صورت فیزیکی علیه او اعمال نشده است و بارها نیز رسانه های اقتدارگرایان و حامی دولت او را در رسانه های خود مورد اتهام و ترور شخصیت قرار داده اند .<BR>
<BR>
منبع: کلمه<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6486&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6486&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6486&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6486&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:19 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[قتل امام زمان تو سط صهیونیست ها]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6485&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>قتل امام زمان تو سط صهیونیست ها</b><p>11 شهریور 1389<p>ذوالنور: صهیونیست ها قصد نابود کردن امام زمان را دارند<BR>
<BR>
بی بی سی  : مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ایران گفته است که "صهیونیست ها" مراقب ظهور امام دوازدهم شیعیان هستند و قصد دارند که به محض مشاهده، او را به قتل برسانند.<BR>
<BR>
به گزارش خبرگزاری فارس ایران، آقای ذوالنور که دوشنبه شب در دانشگاه قم اظهار نظر می کرد همچنین نسبت به آنچه "خطر بزرگ مسیحیت صهیونیست" برای جهان خواند هشدار داد.<BR>
<BR>
او به گروه های مذهبی مسیحی موسوم به "اوانجلیست ها" در آمریکا که از اسرائیل حمایت می کنند اشاره داشت.<BR>
<BR>
او گفت: "طبق آموزه های دینی صهیون در آخرالزمان جنگ بزرگی رخ خواهد داد که در آن 400 تا 600 میلیون نفر از مسیحیان و یهودیان کشته خواهند شد و به قطع وقتی مقتولین از یهود و مسیح باشند، قاتلین آنها از مسلمانان خواهند بود و به همین دلیل است که دشمن بزرگ آنها مسلمانان خواهد شد."<BR>
<BR>
او افزود: "طبق آموزه های دینی صهیونیست در آخرالزمان دیکتاتوری با مشخصات دجال بر جهان حاکم می شود که آماده ساز رجعت حضرت مسیح خواهد بود. این فردی که قرار است ظهور و حضورش آماده ساز حکومت مصلح کل یعنی عیسی مسیح باشد از نظر آنها حضرت مهدی است و در راه دستیابی به ایشان از هیچ اقدامی دریغ نمی ورزند."<BR>
<BR>
آقای ذوالنور در بخش دیگری از سخنانش به "طرح کشتن امام زمان" اشاره کرد: "صهیونیست ها برای مکان های زیارتی همچون مکه، کوفه، کربلا، کاظمین و ... که احتمال حضور مهدی در آنجا رفته است، تدبیرات امنیتی خاصی اندیشیده اند و به سربازانشان ماموریت داده اند که هر کجا فردی را با این ویژگی ها دیدند فورا بکشند و حتی ریسک دستگیری او را نیز نکنند، زیرا او انسان بسیار شگفت انگیز و خطرناکی است."<BR>
<BR>
محمود احمدی نژاد نیز قبلا ادعا کرده بود که آمریکا قصد جلوگیری از ظهور امام زمان را دارد.<BR>
<BR>
او آذر ماه سال 1388 در اشاره به حمله آمریکا به عراق گفته بود که او "اسنادی" دارد که نشان می دهد آمریکایی ها "همه این نقشه ها را کشیده اند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و می دانند ملت ایران زمینه ساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود."<BR>
<BR>
مهدی خلجی پژوهشگر مسائل اسلامی، در مصاحبه با بی بی سی گفت: آقای ذوالنور و هم فکران او تاریخ خودشان را بلد نیستند و تاریخ مسیحیان و یهودیان را هم به طریق اولی نمی دانند و همه چیز را با همه چیز قاطی می کنند.<BR>
<BR>
آقای خلجی می گوید این رویکرد یعنی منطبق کردن علائم آخرالزمان به اسرائیل و آمریکا و غرب، اولین بار در دهه 1980 در بین آخر الزمانی های سنی به وجود آمد.<BR>
<BR>
او گفت: "تا پیش از آمدن احمدی نژاد اصلا گفتار آخرالزمانی که در ایران بود ابدا سعی نمی کرد که این مصداق های آخر الزمان را در یک پهنه جهانی شناسایی کند و این یک امر کاملا وارداتی است و تاثیر آخرالزمان گرایی سنی بر شیعه است."<BR>
<BR>
آقای خلجی می گوید که آقای احمدی نژاد و متحدانش می خواهند با طرح این مسائل یک توجیه مذهبی برای سیاست رویارویی با غرب پیدا کنند، زیرا "آن توضیحات ایدئولوژیک سی سال پیش دیگر کافی نیست."<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6485&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6485&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6485&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6485&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:18 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[فصلنامه سیاووشان]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6484&#38;mi=15</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>فصلنامه سیاووشان</b><p>9 شهریور 1389<p><img src="http://sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash2/hs216.ash2/47970_1552986026737_1297765982_1524990_1739092_n.jpg" border="0" align="right" width=425" vspace="2" hspace="5"> شماره جدید فصلنامه سیاووشان منتشر شد<BR>
 9 شهریور 1389       <BR>
شماره جدید فصلنامه سیاووشان به مدیر مسئولی دکتر حسین مجتهدی و سردبیری دکتر علی حاج قاسمعلی منتشر شد<BR>
<BR>
در این شماره پرونده ویژه به دکتر پرویز ورجاوند اختصاص دارد .<BR>
قیمت این شماره 6000 تومان میباشد.<BR>
مهندس آرش رحمانی دبیر اجرایی مجله و علی عظیمی نژادان دبیر تحریریه می باشند . <p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6484&mi=15" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6484&mi=15</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6484&#38;mi=15</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6484&#38;mi=15</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:17 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[زندانی سياسی ارژنگ داودی در چهل و هشتمين روز اعتصاب غذا به کما فرو رفت]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6483&#38;mi=39</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>زندانی سياسی ارژنگ داودی در چهل و هشتمين روز اعتصاب غذا به کما فرو رفت</b><p>9 شهریور 1389<p>زندانی سياسی ارژنگ داودی در چهل و هشتمين روز اعتصاب غذا به کما فرو رفت، فعالين حقوق بشر و دمکراسی<BR>
<BR>
بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" زندانی سياسی ارژنگ داودی از شب گذشته در چهل و هشتمين روز اعتصاب غذا در حالت کما فرو رفت جان اين زندانی سياسی در معرض خطر جدی قرار گرفته است و احتمال وقوع يک حادثه ناگوار برای اين زندانی سياسی بسيار محتمل است.<BR>
<BR>
<BR>
يکشنبه شب ۷ شهريور ماه حوالی ساعت ۲۴:۰۰ زندانی سياسی ارژنگ داودی در حالت نيمه اغما با برانکارد به بهداری زندان منتقل شد. در آنجا قبل از معاينه پزشکی اين زندانی سياسی در مقابل او برگه ای قرار دادند و از او خواستند در صورت روی دادن هر اتفاقی مسئوليت آن رابعهده نخواهند گرفت.اما آقای داودی از امضای آن خوداری کرد . آنها به او آمپول نامشخصی تزريق کردند و بعد از ۴۵ دقيقه به با برانکارد و در حالی که در حال فرورفتن به اغمای بود در کريدور بند ۳ رها کردند و از نگهداری او در بهداری و درمان وی خوداری کردند.<BR>
<BR>
او از شب گذشته تاکنون در کريدور بند ۳ زندان گوهردشت کرج بر روی برانکارد قرار دارد و امروز وضعيتش به حدی حاد است که قادر به باز کردن چشمانش و يا صحبت کردن نيست.جان اين زندانی سياسی در معرض خطر جدی است.<BR>
<BR>
همۀ شواهد و دلايل حاکی از آن است که بازجويان وزارت اطلاعات و علی حاج کاظم رئيس زندان گوهردشت کرج قصد قتل اين زندانی سياسی را دارد. علی حاج کاظم تا به حال مجری حکم اعدام زندانی سياسی حجت زمانی بوده است و در قتل ۳ زندانی سياسی ديگر به نام های ولی الله فيض مهدودی،امير حسين حشمت ساران و عبدالرضا رجبی نقش داشته است و همچنين در قتل و شکنجه و فروش اندام زندانيان عادی بصورت سيستماتيک نقش دارد.<BR>
<BR>
تصميم گيری در مورد زندانيان سياسی توسط ولی فقيه علی خامنه ای صورت می گيرد و تصميمات او توسط قوۀ قضائيه و وزارت اطلاعات و زندانبانان به اجرا گذاشته می شود.مسئوليت مستقيم جان اين زندانی سياسی ارژنگ داودی به عهدۀ ولی فقيه علی خامنه ای است.<BR>
<BR>
عليرغم اينکه او در بند ۳ زندان گوهردشت کرج زندانی است تا به حال بعضی از جريانات از حمايت و انتشار اخبار اعتصاب غذای او سکوت پيشه کردند و يک حالت بايکوت خبری عليه او ايجاد کرده اند. گاها حتی سعی کردند که اخبار مربوط به اين زندانی سياسی را به طرق مختلف تحت شعاع ساير خبرهای جانبی خود قرار دهند.<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6483&mi=39" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6483&mi=39</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6483&#38;mi=39</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6483&#38;mi=39</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:16 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[دیدار شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر و جبهه ملی ایران با دکترعلی ناظری]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6482&#38;mi=37</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>دیدار شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر و جبهه ملی ایران با دکترعلی ناظری</b><p>8 شهریور 1389<p>دیدار شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر و جبهه ملی ایران با دکترعلی ناظری<BR>
<BR>
 <img src="http://www.jminews.com/images/albums/tn.jpg" border="0" align="right" width=225" vspace="2" hspace="5"><BR>
در روز آدینه پنجم شهریور 1389، گروهی از هموندان همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران و شخصیت های جبهه ملی ایران به دیدار دکتر علی ناظری و خانواده ایشان رفتند. دکتر علی ناظری که هموند شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران، دبیر کل جامعه سبز مدنی و از کوشندگان حقوق بشر و جامعه دندانپزشکی ایران می باشند، در آخرین روزهای خرداد 1389، در خانه خود توسط نیروهای امنیتی اطلاعات سپاه بازداشت و به بند الف زندان اوین منتقل شدند. ایشان پس از نزدیک دو ماه بازداشت، چند روز پیش با وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد شدند. <BR>
<BR>
در این دیدار، نخست آقای ناظری به دوران زندانی بودن خود اشاره نمود و اینکه بازجویان برخوردی نسبتا مودبانه داشتند. یکی از بزرگترین اتهامات ایشان همکاری با شورای همبستگی بود که ایشان در پاسخ گفته بود که افتخار دارد با گروهی همکاری می کند که با هرگونه خشونت مخالف است و بهترین چهره های سیاسی ملی و مدنی را در بر دارد. آقای ناظری درادامه بازجویی خود گفته بودند که به علت فشارهای امنیتی و زندانی شدن بخش عمده ای از اعضای همبستگی، هنوز شورا نتوانسته مراحل قانونی خود را طی نماید و اساسنامه و شرح وظایف را تدوین نماید. همبستگی پس از انتخابات بزرگترین هزینه را با زندانی شدن هموندان خود پرداخت کرده است.<BR>
<BR>
آقای هرمیداس باوند گفتند که ما باید مخالفت با خشونت را در جامعه نهادینه کنیم. متاسفانه اشتباهات پی در پی حکومت، خشونت را در صحنه داخلی و خارجی با ابعاد بزرگی نمایان ساخته که امکان دارد به جامعه و آینده آن زیان های غیر قابل جبرانی بزند. <BR>
<BR>
آقای کورش زعیم دبیر سیاسی همبستگی نیز درباره هزینه سنگین همبستگی در جریان اخیر اشاره نمود و نسبت به رای شش سال زندان برای آقای رسول بداغی و ادامه بازداشت غیرقانونی حشمت تبرزدی، عبدالله مومنی، محمد اولیایی فرد ورفیعی دیگر هموندان شورای همبستگی ابراز نگرانی نمودند. بانو گیتی پورفاضل هم از بازجویی روزهای اخیر خود به وسیله نیروهای امنیتی به خاطر دفاع از موکلان خود اشاره نمودند و گفتند دادگاه آقای تبرزدی در روز پانزدهم شهریور ماه در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود. <BR>
<BR>
آقای عیسی خان حاتمی گفتند امروز مشکل ما این است که حاکمیت برای ما هیچ حقوق شهروندی قائل نیست و ملت را به چشم رعیت نگاه می کنند. تا زمانی که حاکمیت این دیدگاه خود را نسبت به مردم عوض نکند زمینه همه نوع واکنش مردم نسبت به حکومت وجود دارد. <BR>
<BR>
در این دیدار، بانوان گیتی پورفاضل، سمیرا جمشیدی، و آقایان هرمیداس باوند، جمال درودی، علیرضا جباری، اسماعیل مفتی زاده، کورش زعیم، عیسی خان حاتمی، محمد اویسی، حیدری، محمدرضا خوانساری، بیژن جانفشان، پیمان عارف، درخشندگی و امین کرد حضور داشتند. بانو ناظری و دختر ایشان از دوستان آقای ناظری به خاطر پشتیبانی عاطفی نسبت به ایشان و خانواده سپاسگزاری نمودند.<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6482&mi=37" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6482&mi=37</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6482&#38;mi=37</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6482&#38;mi=37</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:15 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[وزیر علوم دولت کودتا: دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود ]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6481&#38;mi=11</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>وزیر علوم دولت کودتا: دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود </b><p>8 شهریور 1389<p>وزیر علوم: دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود <BR>
  <BR>
       خبرگزاری کار <BR>
<BR>
کامران دانشجو در مراسم افتتاح طرح‌های عمرانی دانشگاه علم و صنعت ایران با بیان اینکه تربیت شدگان دانشگاه باید کرامت را حفظ کنند، گفت: باید نیروسازی در دانشگاه به ترتیبی صورت گیرد تا افرادی که در دانشگاه تربیت می‌شوند بتوانند کرامت را حفظ کنند.<BR>
آفتاب: کامران دانشجو  در مراسم افتتاح طرح‌های عمرانی دانشگاه علم و صنعت ایران با بیان اینکه تربیت شدگان دانشگاه باید کرامت را حفظ کنند، گفت: باید نیروسازی در دانشگاه به ترتیبی صورت گیرد تا افرادی که در دانشگاه تربیت می‌شوند بتوانند کرامت را حفظ کنند.<BR>
<BR>
ساختمان سازی، تجهیز کردن دانشگاه و ... همگی خوب است البته منوط بر اینکه دانشگاه اصلاح شود و آدم‌سازی در آن اتفاق بیافتد؛ چون به دنبال تعالی بشریت هستیم. اگر این اتفاق نیافتد چنانکه همه بودجه ایران را نیز در دانشگاهها هزینه کنیم هیچ ارزشی ندارد.<BR>
<BR>
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با بیان این که دانشگاه‌ها باید برای نظام کادرسازی کنند، افزود: در صورتی که فضای دانشگاه در اختیار چپاول‌گران شرق و غرب قرار گیرد آنها فضای اسلامی دانشگاه را به فضای لیبرال دموکراسی مدنظر خود تبدیل می‌کنند و شاخص‌ها و ارزش‌های دانشگاه و تعریف توسعه و پیشرفت را بر اساس همان چیزی که خود می‌خواهند قرار می‌دهند.<BR>
<BR>
دانشجو با اشاره به پاره‌ای از چالش‌هایی که با عبارت "اگر دانشگاهی وجود داشته که ..." بیان می‌کرد، گفت: اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که در آن متدینین، فرهنگ انتظار و فرهنگ بسیج مورد تمسخر قرار گیرد، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که صدای اذان ظهر در آن بلند نشود به بهانه اینکه به کلاس‌های درس آسیبی نرساند، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که روحانی نتواند در آن وارد شود، اگر دانشگاهی باشد که نه تنها مسجد بلکه یک نمازخانه نیز نداشته باشد که بتوان نماز جماعت را اقامه کرد و ... . اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که نه تنها در تمام ماه محرم و صفر بلکه در تمام طول سال کوچک‌ترین مراسم مذهبی نیز در آن برگزار نشود و به جایش در چهارشنبه آخر سال گفته شود که اشکال ندارد برقصید و پایکوبی کنید ... اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که در یک اردوی دانشجویی ماشین را نگه می‌‌دارند و به دانشجویان می‌گویند "حالا می‌توانید بروید پایین و شروع کنید" و سپس آهنگ مبتذل می‌گذارند و مراسم آنچنانی برگزار می‌کنند، در یک کلام می‌گویم خوب است چنین دانشگاهی اصلا وجود نداشته باشد چون اگر این دانشگاه وجود داشته باشد مردم ایران، دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه آن را با خاک یکسان می‌کنند. مردم بدانند که خدایی ناکرده اگر چنین دانشگاهی وجود داشته باشد و بخواهد در آن مسیرها گام بردارد و عده‌ای نیز خود را پشت تصویری پنهان کنند نمی‌توان در چنین دانشگاهی آدم پرورش داد.<BR>
<BR>
وی با اشاره به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری مبنی‌بر اینکه "دشمن دانشجویان را در دایره قرمز قرار داده و مشخص کرده‌اند" گفت: مقام معظم رهبری فرمودند دانشگاه آماج توطئه‌های دشمن است. نباید این واقعیت را دست کم بگیریم. لذا معلمان نسبت به هشدارهای رهبری معظم انقلاب وظیفه‌ای دارند یعنی نمی توانند وظیفه خود را به حضور صرف در کلاس درس دادن بسنده کنند. مگر می‌شود ماه محرم برسد و استادی بدون گفتن یا اباعبدالله سر کلاس حاضر شود. وقتی می‌گوییم دغدغه دین داریم نمی‌توانیم علم و دین را از هم جدا بدانیم.<BR>
<BR>
وی در اشاره به چالش‌هایی که درباره دانشگاهی که تحت عنوان "اگر چنین دانشگاهی وجود داشته باشد...." مطرح می‌کرد، گفت: اگر چنین دانشگاهی وجود داشته باشد و خدای ناکرده خیلی از این برنامه‌ها که مخالف فضای دینی و دانشگاهی ماست اتفاق بیافتد مطمئناً برای لغزاندن و منحرف کردن دانشگاه است. برای بی‌خیال کردن دانشجو است. آن وقت آیا اساتید ما می‌توانند بنشینند و مشاهده کنند که دانشجوی ما نسبت به سرنوشت انقلاب و مصالح کشور بی‌خیال شود؟ آنان که ولایت‌مدار هستند باید در این مسیر حرکت کنند. ولایت‌مداری فقط به نظر و زبان نیست بلکه باید در مسیرش حرکت کرد. خیلی‌ها در صحنه نظر و به زبان ولایت‌مدار بودند اما وقتی حضرت آقا فرمودند دیگر بس است، حقیقت دیگری را شاهد بودیم.<BR>
<BR>
وزیر علوم با بیان اینکه معلمان دانشگاه‌ها قائل به تعلیم توام با تربیت و علم توام با دین هستند، گفت: اساتید دانشگاه‌ها در یکسال گذشته نشان دادند که علیرغم نقشه‌های زیاد دشمنان اما پوزه دشمن را به خاک مالیدند و در کنار مردم هوشیاری خود را نشان دادند. ما عهد بسته‌ایم در دانشگاه هایمان در مسیر ولایت حرکت کنیم یعنی وقتی حضرت آقا فرمایشی را مطرح کردند و صددرصد مخالف نظرمان بود سمعاً و طاعتاً در عمل بپذیریم.<BR>
<BR>
دانشجو با انتقاد از افرادی که تصمیمات وزیر علوم برای تغییر روسای دانشگاه ها را سیاسی می دانند گفت: این چه بازی است درآورده اند. 150 موسسه وابسته به وزارت علوم فعال است. در طول یک‌سالی که در وزارت علوم آمده ام، 23 تغییر در روسای دانشگاه‌ها صورت گرفته است اما می گویند این تغییرات فقط در دو ماه اخیر انجام شده است، با انصاف‌ها مگر قرار بود تغییرات را وسط سال انجام دهم.<BR>
<BR>
وزیر علوم با اشاره به وضعیت تغییر روسای دانشگاه‌ها در دوران وزرای پیشین علوم گفت: همه وزرای گذشته زحمت کشیده‌اند اما نام وزیری را نمی‌خواهم ببرم که وقتی آمد ظرف کمتر از 6 ماه 90 درصد روسای دانشگاه ها از جمله رئیس دانشگاه علم و صنعت که فقط 25 روز از حکم ریاستش می گذشت، تغییر داد. چرا آن زمان کسی نمی‌گفت این تغییرات بر اساس کار کارشناسی صورت نگرفته است.<BR>
<BR>
وی تغییرات صورت گرفته در روسای دانشگاه‌ها را حاصل 1500 نفر ساعت کارکارشناسی دانست و گفت: چگونه ادعا می‌کنند این تغییرات سیاسی است. دولت که همان دولت است. اصلاً تغییر روسای دانشگاه‌ها که جار و جنجال ندارد ضمن اینکه این تغییرات با استفاده از اختیارات وزیر صورت گرفته است. یادآور می‌شوم که از این حق خود برای تغییر رؤسای دانشگاه‌ها نسبت به بقیه وزرا کمتر استفاده کردم.<BR>
<BR>
گفتنی است که در طی سال‌های اخیر بسیاری از دانشجویان به‌دلیل انتقاد از مسئولان و فعالیت‌های سیاسی در دانشگا‌ه‌ها به کمیته انضباطی احضار شده‌اند و از تحصیل محروم شده‌‌اند.<BR>
<BR>
همچنین بسیاری از اساتید دگراندیش نیز طی سال‌های اخیر اخراج و یا بازنشته شده‌اند.<BR>
<BR>
کد مطلب : 106724<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6481&mi=11" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6481&mi=11</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6481&#38;mi=11</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6481&#38;mi=11</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:14 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[يادداشت هفته;سربازان نايب امام زمان ، يا تازيان غارتگر مداين]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6480&#38;mi=13</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>يادداشت هفته;سربازان نايب امام زمان ، يا تازيان غارتگر مداين</b><p>7 شهریور 1389<p>سربازان نايب امام زمان ، يا تازيان غارتگر مداين<BR>
<BR>
آقای خامنه ای درسخنانی که برای گروهی ازنخبگان بيان داشته  درمورد موقعيت و شرايط کشور ميگويد: «من شنيدم در برخی ازمحافل سياسی حساس دنيا گفته شده بود که ما نخواهيم گذاشت که يک ژاپن اسلامی در اين منطقه بوجود آيد! اين حرف بی خود هم گفته نشده، برای اينکه کشور ما از لحاظ رشد، يعنی سرعت رشد که به قول معروف نرخ رشد علمی و تخصصی در يک دوره از زمان يعنی در همين دوره ما  برحسب آمار بالاترين رشد را داشته، برحسب آمار ها فاصله زيادی داشته ايم که توانستيم آن را کم کنيم. نرخ رشد علم در کشور ما از دنيا بالاتر بوده، اين طور به بنده همين آمار را اطلاع دادند، همه اين ها به برکت انقلاب و نظام اسلامی بوده است». احتمالا مشاورين صادق يا دولت درستکار اين آمار را در اختيار ايشان گذارده اند.<BR>
<BR>
آقای خامنه ای زمانی ازنرخ رشد علم سخن ميگويد که در جلسه ای که دانشجويان به ديدارش ميروند ميگويد «البته نمی‌شود محیط دانشگاه را که آماج توطئه‌ های دشمن است، به حال خود رها کرد و طبعاً مسائل انضباطی لازم است». براساس اين فرامين در سالهای اخیر و به ویژه پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۱۳۸۸، برخورد‌های انضباطی با دانشجویا ن که منجر به اخراج یا تعلیق آنها شده است شدت یافته است. درمورد رشته های علوم انسانی نيز آقای خامنه ای ابراز نگرانی ميکند و رشته‌های علوم انسانی را موجب ایجاد شبهه در میان جامعه ميداند! با توجه به نگرانی های رهبر کامران دانشجو رئيس دانشگاه تهران نيز در اسفند ماه سال ۱۳۸۸گفته بود «هر کس نتواند در مسیر نظام حرکت کند، باید از دانشگاه برود. افرادی مورد نیاز ما در دانشگاه‌ ها هستند که التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه داشته باشند».<BR>
<BR>
طبق قانون اساسی رهبر جمهوری اسلامی ضمن داشتن صلاحيت مذهبی بايد مديری مدبر باشد که توانايی کافی برای اداره کشوری با وسعت، موقعيت و جمعيت ايران را درجهان پر تلاطم قرن بيست و يکم داشته باشد. ضمنا  آگاهی کافی از چگونگی زندگی شهروندان ، با بهره گيری از مشاورين صادق و کاردانی که مشترکا با در نظر گرفتن درآمد ملی، رفاه و امنيت شهروندان را تامين و با تغييرات جهانی همآهنگ گردند تا بتوانند از منافع ملی ايران دفاع کنند.<BR>
<BR>
وقتی ايشان ميگويد رشد وارتقاء کشور درطول سی دوسال حاکميت نظام اسلامی نسبت به ساير کشورها رشد بسيار زيادی داشته  اگر می دانست که اطراف او را گروهی دروغ گو احاطه نموده اند چنين نمی پنداشت، زيرا رشد کشوردرزمينه های علمی وتخصصی برای اداره کشور و ارتقاء سطح دانش نبوده، بلکه نظام اسلامی در سی و دوسال  گذشته مخصوصا در دوره رئيس جمهور منتصب ايشان از دوره نهم تاکنون، افزايش رشد دراختلاف طبقاتی، فقر عمومی، فساد اجتماعی و دولتی، دروغ گويی، خرافات، بيکاری، دزدی، خود کشی، تن فروشی، تشکيل باند های مافيايی، ساخت زندان ها، بازداشت، شکنجه، تجاوز و کشتار منتقدين، غارت منابع ملی توسط دولتمردان حاکم بوده است. کسی که خود را قدرت بلامنازع ميداند وفتوی ميدهد که اوامرش لازم الاجرا است و بی نياز از پاسخ گويی نيز ميباشد بايد از بصيرت کافی برای حل مشکلات مردم و يا لااقل تمايل به حل آنها داشته باشد در حالی که قرائن نشان ميدهد چنين نيست. چند نمونه آن عبارتند:<BR>
<BR>
نه تنها ما ايرانی ها بلکه همه جهانيان از توقيف محموله ای به ارزش پانزده ميليارد دلار شامل طلا و پول نقد در ترکيه آگاه شده اند، اما مقام معظم رهبری که فرمان کشتار مردم بی گناه را که حتی قانون اساسی نظام اجتماع آنان را مجاز ميداند بلافاصله صادر ميکند، چگونه ممکن است از آن دزدی و جنايت بزرگ نسبت به اموال مردم آگاه نگرديده باشد؟ ولی او حتی يک بار نيز در بيانات خود از آن سخن نگفته است.<BR>
<BR>
از ذخيره ارزی کشور ناگاه يک ميليارد و پانصد ميليون دلار نايديد ميشود، رئيس جمهور منتخب رهبردر مجلس، مورد سؤال قرار ميگيرد اما پس از مدتی همه ساکت ميشوند، زيرا چون دولت برگزيده رهبر است نبايد پاسخ گوی هيچ مقامی باشد.<BR>
<BR>
اين روزها بارديگر روزنامه ها وسايت های خبری غارت ديگری ازعوامل وابسته به نطام را فاش کرده اند که دولت نيز تاکنون آن را تکذيب نکرده است. هرچند روزنامه مستقلی در داخل کشور نيست تا اطلاعات درست را در اختيار مردم بگذارند. اما آنها حق دارند سؤال کنند درحالی که هر سه قوه مقننه، مجريه وقضائيه زير نظر و منتخب رهبر ميباشند وقتی سپاه پاسداران ادعا ميکند که دولت چهارصد پنجاه میلیارد تومان به سپاه بدهکار است و  اگر نميتواند آن را نقدا بپردازد، نیروگاه بدهد! و هيچ شخص مسؤلی سخنی در اين مورد نميگويد، مردم چگونه بايد باور کنند که رهبر ازاين حيف و ميل ها و غارت گری ها بی خبر ميباشد؟ <BR>
<BR>
پرویز فتاح وزیر سابق نیرو در دولت نهم که اکنون رئیس بنیاد تعاون سپاه پاسداران است در گفتگو با خبرگزاری مهر از واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی انتقاد ميکند: « دولت با نحوه خصوصی سازی ها چوب حراج به اموال عمومی ميزند و شرکت ها را به بهایی اندک به فروش ميرساند». او که خود نيز شريک غارت اموال عمومی است و در اصل مخالفتی با چگونگی حراج ندارد، از اينکه بنیاد تعاون سپاه پاسداران  که زير مديريت اوميباشد ازمعامله ای کنار گذاشته ميشود اعتراض ميکند «چرا دولت شرکت ها را نقد و نسیه می فروشد؟ پانزده درصد آن را ميگيرد و بقیه را در طول هشت سال وصول ميکند؟» او از اينکه بنیاد تعاون سپاه پاسداران ازحراج واگذاری بعضی از نيرو گاه ها کنار گذاشته شده است اعتراض دارد و پيشنهاد ميکند چون دولت به تأمین اجتماعی بنیاد شهید و سپاه چهار صد پنجاه ميليارد تومان بدهکار است اگر نميتواند  بدهی ها را به نهادهای وابسته به سپاه به صورت نقدی بپردازد بايد بدهی خود را  به ما جنس بدهد، مثل نیروگاه!<BR>
<BR>
چگونه ممکن است رهبر اطلاع نداشته باشد که سهام شرکت مخابرات و ده ها شرکت متعلق به ملت ايران  بدون اينکه به مناقصه يا مزايده گذارده شده باشند، بهمان روشی که اکنون رئيس بنياد تعاون سپاه پاسداران پيشنهاد ميکند، به سپاه و افراد وابسته يا  سازمان های ديگری فروخته شده است؟ آيا ميتوان قبول کرد که رهبرازاين نقل و انتقالات خبر نداشته باشد؟ به چه دليل و کدام منطق دولت او ميتواند چوب حراج به اموال عمومی بزند بدون اينکه رهبر واکنشی از خود نشان دهد؟<BR>
<BR>
درحالی که ميليون ها نفر از شهروندان ايران در اطراف شهرهای کوچک و بزرگ در زمستان و تابستان در زير کپر های پارچه ای يا آلونک های حلبی بدون دسترسی به آب آشاميدنی سالم و برق زندگی ميکنند، ساختمان های افسانه ای در کلان شهر های ايران چگونه ساخته ميشوند و متعلق به چه کسانی ميباشند؟ اين ثروت های افسانه ای از چه راهی به دست آمده است؟<BR>
<BR>
فرماندهان سپاه پاسداران که بيشتر آنها حتی يک روز در جبهه نبوده اند چرا بايد علاوه بر دردست داشتن صد ها کارخانه و تاسيسات غضب شده ملت، ميليارد ها تومان فقط از دولت طلبکار باشند؟ اين سرمايه ها را به چه نحوی به دست آورده اند؟ کسانی که جز تملق و چاپلوسی هنر ديگری ندارند چگونه ميتوانند مديريت تاسيسات برق رسانی، مخابرات، کشتی رانی و احتمالا صد ها تخصص ديگر را داشته باشند؟ آنها روش وتوانايی های مديريت را در کجا کسب کرده اند؟ اسکله های غير قانونی متعلق به سپاه پاسداران يا وابسته گان آيت الله ها و ساير اعضای مؤثر نظام که حتی رئيس جمهور خاتمی در اوج توانايی خود نتوانست مانع از فعاليت های غير قانونی آنها شود از کجا حمايت ميشوند؟ <BR>
<BR>
تقريبا چهارده قرن پس از حمله تازيان به ايران و غارت مداين بار ديگر سربازان نايب امام زمان تمام کشور را زير سلطه خود گرفته و بدون ملاحظه به غارت اموال و منابع زير زمينی مردم ايران مشغول هستند و اگر کسی تاراج آن ها فاش کند به بهانه عامل امريکا و ايسرائيل محارب با خدا اعلام و زير شکنجه سربازان گمنام امام زمان به قتل ميرسند. بدون شک روزی رهبر بايد در پيشگاه ملت ايران پاسخ گوی بی اعتنائی های خود نسبت به سرنوشت و منافع ملی مردم ايران باشد. خاقانی شاعر ميهن ما چه خوش سخن مردم درد کشيده ايران را قرن ها پيش بيان داشته است:<BR>
<BR>
هان ای دل غفلت بين ، از ديده نظر کن هان      ايوان مداين را ، آئينه عبرت دان<BR>
<BR>
ما بارگه داديم  اين رفت ستم برما          بر قصر ستمکاران  تا خود چه رسد خذلان<BR>
<BR>
در دومين سالروز کودتا عليه مردم ايران گروهی از دانشجويان دانشگاه تهران  پلاکات بزرگی بر سر در خانه ويران شده دکتر محمد مصدق نصب ميکنند که شعر بالا روی آن نوشته شده بود و با پيکانی کاخ شهری شاه را نشان ميداد.  تاريخ نشان داده که اراده ملت ها بالاترين اراده ها است. کاخ ديکتاتور هر چقدر ستبر و تسخير ناپذير به نظر رسد با اراده مردم فروخواهد ريخت.   <BR>
<BR>
 يادداشت هفته<BR>
<BR>
      آذرخش<BR>
 <BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6480&mi=13" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6480&mi=13</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6480&#38;mi=13</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6480&#38;mi=13</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:13 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[هشتادمین زادروز یک "جهان‌پهلوان" ]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6479&#38;mi=16</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>هشتادمین زادروز یک "جهان‌پهلوان" </b><p>7 شهریور 1389<p>هشتادمین زادروز یک "جهان‌پهلوان" <BR>
 <img src="http://www.jminews.com/images/albums/jahanpahlavan.gif" border="0" align="right" width=195" vspace="2" hspace="5"><BR>
Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: غلامرضا تختی پنجم شهریور ۱۳۸۹هشتادمین سالروز تولد یک نام‌آشناست؛ نام‌آشنایی که بر خلاف بسیاری از هموطنانش، در زمان حیات به شهرت و محبوبیت رسید؛ "قهرمانی" که در حافظه‌ی تاریخ معاصر ایران، "پهلوانی"اش بر قهرمانی"اش می‌چربد. <BR>
<BR>
۵ شهریور ۱۳۰۹ کسی متولد شد که در کوچه و خیابان ایران نماد پهلوانی و تواضع و فروتنی‌ست، در جامعه‌ی ورزشی نماد قهرمانی و نام‌آوری، در میان مُصدقیان، دوست و همراه و قهرمان ملی، و در میان برخی از مخالفان حکومت محمدرضا پهلوی، حجتی بر تنگ‌نظری سیاسی؛ کسی که پس از ۴۳ سال هنوز پرده‌ی ابهام از ماجرای مرگش کنار نرفته است.<BR>
<BR>
پنجم شهریور ۱۳۸۹ هشتادمین سالروز تولد تختی‌ست؛ "غلامرضا" نامی که به "جهان‌پهلوان" مشهور شد. تختی‌ای که در خانی‌آباد تهران متولد شد و تحصیل را نیمه‌کاره رها کرد؛ تختی‌ای که کشتی ایران را بر بام جهان نشاند و بازوبند پهلوانی ایران را بر بازو بست.<BR>
<BR>
بشنوید: گفت‌وگو با حسن آل صفر درباره‌ تختی و قهرمانان ملی<BR>
<BR>
یکی به تختی دست‌مریزاد گفت که یک‌تنه باران انسان‌دوستی اهل کوچه و بازار را بر برهوت زلزله‌زده‌ی بوئین‌زهرا سرازیر کرده و دیگری ستودش که در برابر "مزدوران دژخیم" سینه سپر کرده و برای وداع آخر با مصدق به "احمدآباد" شتافته است. <BR>
<BR>
طنزپرداز نام او را پس از "مولا علی" و "پوریای ولی" ورد زبان "داش‌مشتی لوطی‌صفت" کرد و قصاب کرمانشاهی پس از مرگ تختی خود را به قناره آویخت که "جهان بی جهان‌پهلوان ماندنی نیست" . سیاوش کسرایی، شاعر نامی، هم در ستایشش، این‌گونه قصیده آغاز کرد که «جهان پهلوانا صفای تو باد، دل مهرورزان سرای تو باد».<BR>
<BR>
یکی غلامرضا تختی را «دارنده‌ی همه‌ی مشخصات یک قهرمان توده‌ها در جهان دو قطبی خواند» و دیگری از مردم‌دوستی و خوی پهلوانی و مردانگی و یتیم‌نوازی‌اش نوشت. یکی هم از مادردوستی او گفت و این‌که "جهان‌پهلوان" برای «دیدن مادر و در اعتراض به عدم موافقت با مرخصی» از کار در شرکت نفت مسجد سلیمان استعفا کرد.<BR>
<BR>
پایانی مبهم<BR>
<BR>
بعد از ظهر ۱۸ دی‌ماه ۱۳۴۶، روزنامه‌ی کیهان در شماره ۷۳۳۳ خود تیتر زد: «غلامرضا تختی خود را کشت!» . روزنامه‌ی رقیب، اطلاعات، هم در تیتر اول شماره ۱۲۴۸۰ خود نوشت: «پیش از ظهر امروز تختی خودکشی کرد».<BR>
<BR>
Bildunterschrift: یکی مرگ تختی را خودکشی خواند و اختلافات خانوادگی را حجتش. کیهان ۱۹ دی‌ماه ۱۳۴۶ دستخطی منتسب به او در ثانیه‌های آخر زندگی‌اش منتشر کرد؛ دستخطی که در اتاق ۲۳ هتل آتلانتیک در خیابان تخت جمشید (طالقانی) تهران نوشته شده بود و از "آرزوی مرگ در ترکیه" و "قهر از خانه" و "نگرانی از آینده‌ی فرزند" حکایت می‌کرد. این نوشته ظاهرا از لابه‌لای دست‌نوشته‌های تختی و از سوی دستگاه‌های امنیتی در اختیار روزنامه‌ها قرار گرفته بود. دیگری اما پرده از الفاظ سراسر مهر و محبت وصیتنامه برداشت که "جهان‌پهلوان" با آنها همسرش را نواخته و تک‌یادگارش، بابک، را به او سپرده بود. <BR>
<BR>
یکی از استقبال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی از مواضع تختی و نزدیکی به مصدق و عضویت در شورای مرکزی جبهه‌ی ملی نوشت و از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و بی‌اعتنائی تختی به اخطارهای حکومتی گفت و "ساواک" را عامل قتلش خواند. تنگ‌نظری‌های حکومت مستقر و نزدیکی هتل آتلانتیک به مقر ساواک را هم حجت آن دانست. هر چند در اسناد منتشرشده‌ی ساواک پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، هیچ ردپایی از این ادعا پیدا نشد. <BR>
<BR>
دیگری حتا قدم فراتر نهاد و برنخاستن تختی به احترام ورود "شاهپور" غلامرضا (برادر محمدرضا پهلوی) به مجلسی را علت "حذف جهان‌پهلوان" خواند.<BR>
<BR>
جلال آل احمد در سال ۱۳۴۷ در اشاره به مراسم سوگواری تختی نوشت: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتا برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی‌کرد.» برخی هم گفتند و نوشتند که تختی اگر خودکشی هم کرده باشد، مسئولیت آن با حکومت شاه است که با فشارها و تگناهایی که برایش به وجود آورد او را به این سمت سوق داد.<BR>
<BR>
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  تختی با کشتی‌گیران تیم ملی ایران داریوش آشوری اما چند روز پس از درگذشت تختی در مقاله‌ای با عنوان «مردی که محکوم به شکست بود» نوشت: «تختی عالی‌ترین تجلی یا آخرین تپش چراغ سنت پهلوانی ما بود که با خودکشی به مردن این چراغ قطعیت و صراحت و معنا داد.»<BR>
<BR>
در سال‌های پس از مرگ تختی نه علی حاتمی در فیلم ناتمام خود "جهان‌پهلوان" رد روشنی از این ماجرا به دست می‌دهد و نه بابک تختی در پی تحقیق در مورد مرگ پدرش می‌تواند یکی از گزینه‌های بالا را تأیید کند. شهلا توکلی، همسر تختی، هم نوری بر زوایای تاریک مرگ "جهان‌پهلوان" نیفکنده است. <BR>
<BR>
به هر روی یک نکته قابل انکار نیست: ویژگی‌های پهلوانی شخصیت تختی در باور مردم ایران بر موفقیت‌های ورزشی و قهرمانی‌های او برتری دارند؛ چه کسانی که معتقد به "قتل" تختی هستند و چه آنان که مرگ او را "خودکشی" می‌دانند. نعمت میرزاده (نعمت آزرم) پس از مرگ "جهان‌پهلوان" سرود:<BR>
<BR>
...<BR>
<BR>
تو اندر سینه‌های گرم خواهی زیست<BR>
<BR>
تو با انبوه پاک مردمان خوب‌قلب شهر، خواهی ماند <BR>
<BR>
. . .<BR>
<BR>
<BR>
پارسا بیات<BR>
تحریریه: بهمن مهرداد<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6479&mi=16" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6479&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6479&#38;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6479&#38;mi=16</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:12 CST</pubDate>
</item>



<item>
<title><![CDATA[نامه عیسی سحر خیز از زندان رجایی شهر به دبیر کل سازمان ملل متحد]]></title>
<link>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6478&#38;mi=39</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="2" face="Tahoma"><b>نامه عیسی سحر خیز از زندان رجایی شهر به دبیر کل سازمان ملل متحد</b><p>7 شهریور 1389<p>نامه عیسی سحر خیز از زندان رجایی شهر به دبیر کل سازمان ملل متحد<BR>
--------------------------------------------------------------------------------<BR>
 <BR>
شهریور ۶م, ۱۳۸۹ |  <BR>
عیسی سحرخیز، روزنامه نگار زندانی، با نوشتن نامه ای خطاب به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، از وی خواسته است اجازه دهد، هیاتی از نمایندگان واقعی ملت ایران، همزمان با حضور آقای احمدی نژاد و هیات ایرانی در ایام برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل در مقر این نهاد بین المللی در نیویورک حضور یافته و گوشه هایی از واقعیت های موجود جامعه ایران به خصوص در زمینه زیر پا گذاشتن قوانین داخلی و میثاق های بین المللی و منشورهای سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر را بیان دارند.<BR>
به گزارش وبسایت مهدی سحرخیز، وی در نامه اش آورده است: مقامات سیاسی و قضایی جمهوری اسلامی طی این ۱۱ ماه گذشته حاضر نشده اند به شکایت های بر حق و متعدد اینجانب و دوستان و دیگر قربانیان تحت شکنجه و آزار و اذیت های گوناگون روحی، جسمی و جنسی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری۲۲ خرداد ۸۸ رسیدگی و عاملان و آمران شناخته شده این جریان ها از جمله مقامات عالی رتبه قضایی امنیتی چون آقایان سعید مرتضوی دادستان و غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و شخصیت های سیاسی عالی رتبه چون آقایان محمود احمدی نژاد وآیت الله خامنه ای که بنا بر وظایف و مسئولیت های قانونی مندرج در قانون اساسی و قوانین موضوعه ایران و همچنین مقررات و منشورهای بین المللی پذیرفته شده از جانب ایران نقش مستقیم در اعمال نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت داشته و یا در قبال آن سکوت کرده اند تحت پیگرد قانونی و مجازات قرار دهند، از جنابعالی تقاضا دارم حال که حقوق قانونی شهروندان ایرانی رعایت نشده و حتی اوضاع آنان با تبعید به زندان رجایی شهر که محل اصلی نگهداران جنایتکاران خطرناک است و بازداشتگاههای اوین که از کوچکترین حقوق انسانی زندانیان در آنها رعایت نمی گردد بدتر نیز شده است.<BR>
گفتنی است عیسی سحرخیز، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در ۱۲ تیرماه سال ۸۸ دستگیر شده و در بازجویی‌های آغازین و پس از ضرب و شتم، دچار شکستگی دنده نیز شده است. تقاضاهای مکرر این روزنامه‌نگار برای معاینه توسط پزشک قانونی و تایید این شکستگی تاکنون بی‌پاسخ مانده‌ است.<BR>
<BR>
متن کامل نامه وی به شرح زیر است:<BR>
<BR>
بنام خدا<BR>
<BR>
جناب بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد<BR>
<BR>
با اهدای سلام و احترام<BR>
<BR>
پیرو نامه چند ماه گذشته خویش در تاریخ ۲۶ فروردین ماه، زمانیکه قرار بود جنابعالی به ایران تشریف بیاورید و به دلایل اداری و مسائل سیاسی چنین سفری انجام نشد و در آن زمان اینجانب عیسی سحرخیز به نمایندگی از سوی جمعی از زندانیان عقیدتی، مطبوعاتی و سیاسی مستقر در بند ۳۵۰ زندان اوین از شما دعوت کردم تا به محل بازداشتگاه و نگهداری ما مراجعه تا با واقعیت های موجود در زندان های ایران آشنا شوید.<BR>
<BR>
اکنون که در آستانه برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد و نشست های تابع آن در ماه سپتامبر ۲۰۱۰ میلادی قرار گرفته ایم تقاضای خویش و دوستانم را به گونه ای دیگر به آن جناب مطرح می سازم.<BR>
<BR>
از آنجائیکه مقامات سیاسی و قضایی جمهوری اسلامی طی این ۱۱ ماه گذشته حاضر نشده اند به شکایت های بر حق و متعدد اینجانب و دوستان و دیگر قربانیان تحت شکنجه و آزار و اذیت های گوناگون روحی، جسمی و جنسی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری۲۲ خرداد ۸۸ رسیدگی و عاملان و آمران شناخته شده این جریان ها از جمله مقامات عالی رتبه قضایی امنیتی چون آقایان سعید مرتضوی دادستان و غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و شخصیت های سیاسی عالی رتبه چون آقایان محمود احمدی نژاد وآیت الله خامنه ای که بنا بر وظایف و مسئولیت های قانونی مندرج در قانون اساسی و قوانین موضوعه ایران و همچنین مقررات و منشورهای بین المللی پذیرفته شده از جانب ایران نقش مستقیم در اعمال نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت داشته و یا در قبال آن سکوت کرده اند تحت پیگرد قانونی و مجازات قرار دهند، از جنابعالی تقاضا دارم حال که حقوق قانونی شهروندان ایرانی رعایت نشده و حتی اوضاع آنان با تبعید به زندان رجایی شهر که محل اصلی نگهداران جنایتکاران خطرناک است و بازداشتگاههای اوین که از کوچکترین حقوق انسانی زندانیان در آنها رعایت نمی گردد بدتر نیز شده است، به موارد زیر توجه و در صورت مصلحت در خصوص تک تک موارد یا مجموعه آن اقدامات لازم به عمل آورید.<BR>
<BR>
۱- اعزام نماینده تام الاختیار خویش در امور حقوق بشر برای رسیدگی به چگونگی رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران بویژه طی ۱۵ ماه اخیر تسریع نمایند.<BR>
<BR>
۲- یک کمیته حقیقت یاب را برای رسیدگی به ابعاد و گستردگی جنایت علیه بشریت طی مدت مذکور تعیین و هرچه سریعتر به ایران اعزام و نتایج تحقیق ، بررسی و دستاورد های آن را طی گزارش رسمی به مجمع عمومی سازمان ملل و نهادهای تابعه ارائه شود ودر صورت ضرورت در ارگانهای حقوقی و قضایی تابعه با خاطئان یا جنایتکاران احتمالی برخورد گردد.<BR>
<BR>
در خاتمه از آنجائیکه در مورد صحت انتخابات ریاست جمهوری گذشته ایران مباحث بسیاری وجود دارد و نهادهای بین المللی نیز آنرا تائید نکرده اند و به خصوص میلیونها شهروند ایرانی آقای محمود احمدی نژاد را نماینده قانونی و مشروع خود نمی دانند، اجازه فرمائید هیاتی از نمایندگان واقعی ملت ایران از جمله جمعی از قربانیان و شکنجه شدگان ایام اخیر به مصلحت و انتخاب جنابعالی یا نماینده تام الاختیارتان همزمان با حضور آقای احمدی نژاد و هیات ایرانی در ایام برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل در مقر این نهاد بین المللی در نیویورک حضور یافته و گوشه هایی از واقعیت های موجود جامعه ایران به خصوص در زمینه زیر پا گذاشتن قوانین داخلی و میثاق های بین المللی و منشور های سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر را بیان دارند و چون استحضار دارید همچنان که در برابر دولت ها متعهد است بیشتر از آن در قبال ملت ها و حقوق آنها وظیفه خطیری به عهده دارد.<BR>
<BR>
در این زمینه برنده جایزه نوبل سرکار خانم شیرین عبادی وکیل تام الاختیار اینجانب و فرزندم مهدی سحرخیز جهت هرگونه همکاری و هماهنگی های لازم معرفی می گردند.<BR>
<BR>
با احترام فراوان<BR>
<BR>
عیسی سحرخیز ۳/۶/۸۹<BR>
<p>
<a href="http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6478&mi=39" target="_blank">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6478&mi=39</a></font></div>]]></description>
<author>JMINews.com</author>
<comments>http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6478&#38;mi=39</comments>
<guid isPermaLink="true">http://www.jminews.com/news/fa/?ni=6478&#38;mi=39</guid>


<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 13:36:11 CST</pubDate>
</item>

</channel>

</rss>
